تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
ارتكازى باشد كه به آن تصريح نشود ليكن قرض صحيح است . ( 1 )

مسألهء 11 - چكهاى بانك مانند اوراق تجارتى ماليتى ندارند بلكه آنها از مبلغ معينى در بانك تعبير مىكنند .

و بيع و شراء آنها - فى نفسها - جايز نيست . ولى چكى كه در ايران چك تضمينى ناميده مىشود از اوراق نقدى مىباشد مانند دينار و اسكناس ، پس بيع و شراء آن صحيح است و كسى كه آن را تلف نمايد براى مالك آن مانند ساير اموال ، ضامن است و بيع آن به زياده جايز است و ربايى در آن نيست مگر در صورتى كه بيع وسيله تخلّص از رباى قرضى قرار داده شود . ( 2 )

مسألهء 12 - كارهاى رهنى بانكها اگر قرض دادن تا مدتى به بهرهء معين و گرفتن رهن در مقابل آن ، و شرط فروختن مرهون و گرفتن مالش - در صورتى كه مستقرض در سر مدت ، آن را نپردازد - باشد اصل قرض و رهن صحيح است

و شرط كردن نفع زياده باطل است و گرفتن آن جايز نيست . البته گرفتن آن اگر به عنوان حق العمل باشد در صورتى كه حيله‌اى براى تخلص از ربا نباشد جايز است . و اگر از قبيل بيع سلف باشد ، به اينكه طالب ، دويست به طور سلف را به صد حال بفروشد و مشترى و لو به طور شرط ضمنى ارتكازى بر او وثيقه‌اى شرط نمايد و اينكه او در بيع آن در صورت تخلف و گرفتن مقدار حقش وكيل باشد ، پس بيع و رهن و وكالت صحيح نيست . ( 3 )

و از جملهء آنها بليطهاى بخت‌آزمايى است

( 4 )

مسألهء 1 - در بلاد از ناحيهء بعضى از شركتها ، پخش بليطهاى بخت‌آزمايى و فروش آنها در مقابل مبلغ معينى ، مشهور شده است .

و صاحب شركت تعهد مىكند به اينكه قرعه بكشد پس كسى كه قرعه به بليط او اصابت كند ، مبلغ معينى را به او بدهد . و اين بيع باطل است و گرفتن مال در مقابل بليط موجب ضمان است . و همچنين گرفتن مال بعد از اصابت قرعه ، حرام است و گيرندهء آن براى مالك واقعى ضامن مىباشد . ( 5 )

مسألهء 2 - در حرمت ثمن بليط ، بين اينكه طلب‌كننده براى احتمال اصابت قرعه به نام او بدون بيع و شرا آن را بپردازد و بين بيع آن و شراى آن به اين منظور ، فرقى نيست

؛