تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
اگر آنها را آشكار كند و شرايط ذمّه را نقض نمايد احترامى براى آنها نيست . و اگر چيزى از اينها براى مسلمان باشد جانى آن را ضامن نمىباشد ، متجاهر باشد يا مستتر . ( 1 )

مسألهء 1 - شرابى كه جهت سركه گرفته مىشود محترم است و ريختن آن جايز نمىباشد

؛ و اگر آن را تلف نمايد ، ضامن مىشود . و همچنين موادّ وسايل لهو و قمار ، محترم است و فقط شكل آنها غير محترم است . و مضمون نمىباشد مگر اينكه ابطال هيئت آنها ملازم اتلاف ماده باشد پس در اين صورت ، ضمانى نيست . ( 2 )

مسألهء 2 - شيشه شراب و همچنين بقيه آنچه كه شراب در آن است ، محترم است

؛ پس در شكستن و اتلاف آنها ضمان است . و همچنين است محلهاى وسايل لهو و محفظهء آنها . ( 3 )

دوّم - اگر گلّه بر زراعت شبانه جنايت كند صاحب گله ضامن است .

و اگر روز باشد ضامن نيست . اين در وقتى است كه گله به طبيعت خود جنايت كند . و امّا اگر صاحب گلّه آن را در روز به زراعت بيندازد ضامن مىباشد ، همانطورى كه ضمان در شب ثابت است ، در غير موردى كه امر بر خلاف عادت جارى باشد ، مثل اينكه ديوار آسايشگاه گله به زلزله خراب شود و گله خارج شود . يا دزد آن را خارج نمايد پس جنايت كند . بنابراين ، ظاهر در امثال و نظاير آن اين است كه ضمانى بر صاحب گله نمىباشد . ( 4 )

سوّم - ديه سگها - به طورى كه دانستى - ديه مقدرهء شرعى است ، نه آنكه آنها قيمتهاى سگها در زمان تقدير باشد .

پس در اين صورت از ديه تجاوز نمىكند و لو اينكه قيمت آنها بيشتر يا كمتر باشد . ( 5 )

مسألهء 3 - اگر غاصبى آنها را غصب كند پس اگر بعد از غصب ، آنها را تلف نمايد چيزى بر او نيست مگر ديهء مقدره .

و احتمال اينكه اكثر الأمرين - از ديه و از قيمت بازار آنها - بر او باشد ، وجيه نيست . و اما اگر زير دست و در ضمان او تلف شوند ظاهر آن است كه ضمان قيمت بازار بر او مىباشد ، نه ديه مقدره ؛ با اشكالى كه دارد همانطورى كه اگر بر آنها نقص و عيبى وارد شود ارش بر غاصب مىباشد . ( 6 )

مسألهء 4 - اگر بر سگى جنايت كند كه داراى ديه مقدره است ، ظاهرا ضمان دارد

؛ ليكن نسبت ناقص به كامل به حسب قيمت بازار ، ملاحظه مىشود ، پس به اين نسبت از ديه گرفته مىشود . بنابراين ، اگر فرض شود كه قيمت آن به طور سالم صد دينار و به طور معيوب ده دينار مىباشد عشر آنچه كه مقدر است كم مىشود و باقى را جانى ضامن است .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 443 | السيد الخميني / اسلامى