تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
( 1 )

چهارم ( از ملحقات ) در كفّارهء قتل است

( 2 )

مسألهء 1 - كفارهء جمع در قتل مؤمن عمدا و از روى ظلم واجب است

؛ و اين كفاره عتق رقبه با روزهء دو ماه پىدرپى و اطعام شصت فقير است . ( 3 )

مسألهء 2 - كفاره مرتبه در قتل خطاى محض و قتل خطاى شبه عمد واجب است ، و آن عتق مىباشد .

پس اگر عاجز باشد ، روزهء دو ماه پىدرپى ، و اگر عاجز شود اطعام شصت فقير مىباشد . ( 4 )

مسألهء 3 - وقتى كفاره واجب است كه قتل به مباشرت او باشد

، به طورى كه بدون تأويل ، به او منسوب باشد ، نه به تسبيب او . كما اينكه اگر سنگى را بيندازد يا چاهى را بكند يا ميخى را در راه مسلمين به زمين بكوبد آنگاه كسى به او بخورد و هلاك شود پس در آن - همانطورى كه گذشت - ضمان است و كفاره در آن نمىباشد . ( 5 )

مسألهء 4 - كفاره به قتل مسلمان واجب مىشود

، مرد باشد يا زن بچه يا ديوانه‌اى كه محكوم به اسلامند باشند ، بلكه به قتل جنين در صورتى كه روح در او دميده شده باشد . ( 6 )

مسألهء 5 - كفاره به قتل كافر واجب نيست .

حربى باشد يا ذمى يا معاهد ، از عمد باشد يا نه . ( 7 )

مسألهء 6 - اگر گروهى در قتل يك نفر شركت كنند عمدا باشد يا خطاء پس بر هر يك از آنها كفاره مىباشد .

( 8 )

مسألهء 7 - اگر شخصى او را به قتل دستور دهد پس او را به قتل برساند بر قاتل كفاره است .

و اگر عامد ديه را ادا كند يا به كمتر يا بيشتر مصالحه نمايد يا از آن عفو شود ، كفاره ساقط نمىباشد . ( 9 )

مسألهء 8 - اگر خودش را تسليم او نمايد پس به جهت قصاص كشته شود آيا در مال او كفاره واجب مىشود ( يا نه ) ؟ دو وجه است

كه اوجه آنها عدم وجوب كفّاره مىباشد . و تحقيقا در كتاب كفّارات چيزى را ذكر كرديم كه به اين مقام تعلق دارد .