اتلافش و روز اداى آن . و از قيمت ، آنچه كه از ميته ، مورد انتفاع است ، استثنا مىشود ، مانند استخوان فيل .
( 1 )
مسألهء 4 - اگر آنچه كه تلف شده چيزى باشد كه خوردنش حلال باشد ليكن عادة خورده نمىشود مانند اسبها و قاطرها و الاغهاى اهلى ، حكم آن مانند غير مأكول است .
ليكن احوط در در آوردن چشم آنها همان است كه ما در مسأله سوم ذكر كرديم .
( 2 )
مسألهء 5 - در آنچه كه عادة خورده نمىشود اگر به تذكيه آن را تلف نمايد ، گوشتش از آنچه كه به آن انتفاع برده مىشود ، به حساب نمىآيد
؛ پس از غرامت استثنا نمىشود . ولى اگر فرض شود كه داراى قيمت است مانند سال گرسنگى ، از آن استثنا مىشود .
( 3 )
سوم - چيزى كه تذكيه بر آن واقع نمىشود ، پس در سگ شكارى چهل درهم است
و ظاهر آن است كه بين سلوقى و غيره فرقى نيست و بين اينكه تربيت يافته يا نه فرقى نمىباشد . و در سگ گله بيست درهم مىباشد ؛ و در روايتى كبش آمده است « 1 » . ولى احوط آن است كه به اكثر آنها اخذ شود . و احوط در سگ بستان بيست درهم است . و در سگ زراعت نزد مشهور بنابر آنچه كه حكايت شده قفيزى از گندم مىباشد . و در روايتى آمده كه جريبى از گندم « 2 » . و اين احوط است . و مسلمان مالك سگهاى ديگر غير از اينها نمىشود پس به اتلاف آن ضمانى نيست .
( 4 )
مسألهء 6 - هر چيزى كه ملك مسلمان نمىشود مانند شراب و خوك ، اگر آن را تلف كند ، ضمانى ندارد .
و آن چيزى را كه دليلى بر عدم قابليت آن براى ملك ، دلالت نكرده ، در صورتى كه داراى منفعت عقلايى باشد تملك مىكند و در اتلاف آن ضمان اتلاف است ، همانطورى كه در بقيه اموال مىباشد .
( 5 )
مسألهء 7 - آنچه را كه ذمى مالك مىشود مانند خوك ، قيمتش نزد مستحل آن مضمون است .
و در جنايت بر اعضاى آن ارش مىباشد .
( 6 )
چند فرع :
( 7 )
اوّل - اگر بر ذمى شراب يا وسيلهاى از لهو و مانند آن را از آنچه كه ذمى در مذهبش مالك آن مىشود ، تلف نمايد ، متلف ضامن آن مىباشد
و لو اينكه متلف مسلمان باشد . و ليكن در ضمان شرط است كه ذمى قائم به شرايط ذمه باشد . و از شرايط استتار در مانند اين چيزها است ؛ پس
هامش
( 1 ) و ( 2 ) وسائل الشيعة : ج 19 ، كتاب ديات ، باب 19 از ابواب ديات النفس ، ح 2 .