اولاد آنها اگر چه پايين بيايند ، سپس عموها و اولادشان اگر چه پايين بيايند ، گرفته مىشود ، و همچنين نسبت به ساير طبقات ، يا بين قريب و بعيد در پرداخت آن جمع مىشود ، پس بر پدر و پسر و جد و برادرها و اولادشان توزيع مىگردد و همچنين از موجودين در حال جنايت ؟ دو وجه است بعيد نيست كه اولى اوجه باشد .
( 1 )
مسألهء 2 - آيا توزيع در طبقات ، تابع كيفيت ارث است ، پس اگر وارث در طبقهء اولى مثلا منحصر به پدر و پسر باشد از پدر سدس ديه و از پسر پنج ششم گرفته مىشود
، يا از آنها به طور مساوى گرفته مىشود ؟ دو وجه است .
و اگر يكى از ورّاث ممنوع از ارث باشد آيا سهم عاقله از او گرفته مىشود يا نه ؟ دو وجه دارد .
( 2 )
مسألهء 3 - اگر در طبقات ارث كسى نباشد و ولاء عتق و ضمان جريره ( نيز ) نباشد پس پرداخت آن بر امام ( عليه السّلام ) است كه از بيت المال مىباشد .
و اگر باشد ، ولى مالى نداشته باشد نيز چنين است .
و اگر مال داشته باشد ولى گرفتن از او ممكن نباشد آيا اين مورد هم همچنين است ؟ در آن تردد است .
( 3 )
مسألهء 4 - اگر در يكى از طبقات وارث باشد ، اگر چه يكى باشد ديه از امام ( عليه السّلام ) گرفته نمىشود
بلكه از وارث گرفته مىشود .
( 4 )
مسألهء 5 - ابتداى زمان تعيين اجل بنابر اشبه در ديه قتل خطايى از وقت مردن ، و در جنايت بر اعضا از وقت وقوع جنايت ، و در سرايت ، از وقت انتهاى سرايت مىباشد .
و احتمال دارد كه از وقت بهبودى باشد . و ضرب الاجل به حكم حاكم توقف ندارد .
( 5 )
مسألهء 6 - بعد از حلول سال ، ديه از كسى كه به او تعلق گرفته ، مطالبه مىشود .
و اگر بعد از حلول سال بميرد آنچه را كه بر او لازم شده ، ساقط نمىشود بلكه در تركهاش ثابت مىباشد . و اگر در اثناى سال بميرد در تعلّق آن به تركهاش مانند كسى كه بعد از حلول سال بميرد يا سقوط آن از او و تعلق آن به غير او ، اشكال و تردد است .
( 6 )
مسألهء 7 - اگر عاقلهاى غير از امام ( عليه السّلام ) را نداشته باشد يا در صورت وجود از ديه عاجز باشد از امام ( عليه السّلام ) - نه قاتل - گرفته مىشود .
و بعضى گفتهاند كه : از قاتل گرفته مىشود و اگر مالى نداشته باشد از امام ( عليه السّلام ) گرفته مىشود . ولى اولى اظهر است .
( 7 )
مسألهء 8 - تحقيقا گذشت كه ديهء عمد و شبه عمد در مال جانى مىباشد
، ليكن اگر فرار كند