تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
( 1 )

مسألهء 10 - بين اهل ذمه ، معاقله‌اى - در آنچه كه از قتل يا جراحت ، جنايت مىكنند - نيست و فقط از اموالشان گرفته مىشود .

پس اگر مال نداشته باشند جنايت بر امام مسلمين رجوع مىشود ، در صورتى كه جزيه را به او مىپردازند . ( 2 )

مسألهء 11 - ديه را نمىپردازد مگر كسى كه كيفيت انتساب او به قاتل معلوم باشد

، و ثابت شود كه او از عصبه مىباشد ؛ پس اينكه او از فلان قبيله است كفايت نمىكند تا اينكه معلوم شود كه او عصبه‌اش مىباشد . و اگر به بيّنه شرعى عصبه بودن او ثابت شده انكار طرف ، مسموع نمىباشد . ( 3 )

مسألهء 12 - اگر پدر ، فرزندش را عمدا يا به شبه عمد بكشد ديه بر او مىباشد

و او نصيبى از آن ندارد . و اگر او وارثى غير از پدر نداشته باشد پس ديه مال امام ( عليه السّلام ) مىباشد . و اگر خطاء او را بكشد ديه بر عاقله است و وارث او ، آن را ارث مىبرد . و در ارث بردن پدر در اينجا دو قول است كه اقرب آنها عدم آن مىباشد . پس اگر وارثى غير از پدر نداشته باشد امام ( عليه السّلام ) ارث مىبرد . ( 4 )

مسألهء 13 - عمد بچه و ديوانه در حكم خطا است

؛ پس ديه در آن بر عاقله مىباشد . ( 5 )

مسألهء 14 - عاقله ، جنايت چارپا را نمىپردازد اگر به تفريط مالك يا غير او جنايت كند .

و اتلاف مالى را ضامن نمىباشد ؛ پس اگر مال ديگرى را خطاء اتلاف كند يا آن را بچه يا ديوانه تلف نمايد عاقله ضامن آن نمىباشد . پس ضمانت عاقله مخصوص به جنايت آدم بر آدم است به طورى كه گذشت . پس از بيان عاقله تحقيقا ثمرهء مهمّى در بيان ساير محلّها يعنى معتق و ضامن جريره و امام ( عليه السّلام ) نيست . ( 6 )

دوّم - در كيفيت تقسيط آن است .

و در آن چند قول است : از جملهء آنها - بر ثروتمند ، ده قيراط يعنى نصف دينار و بر فقير پنج قيراط مىباشد . و از جمله اقوال اينكه - امام ( عليه السّلام ) يا نائب او حسب احوال عاقله ، طبق آنچه كه صلاح مىبيند بر آنها تقسيم مىكند ، كه بر هيچ يك از آنها اجحاف نشود . و از جمله آنها - اينكه فقير و غنى در اين مساوى مىباشند ؛ پس ديه بر آنها مىباشد . و اين قول آخرى اشبه به قواعد است ، بنابراين كه فقير تحمل نمايد . ( 7 )

مسألهء 1 - آيا در توزيع ، طبق ترتيب ارث ، ترتيبى مىباشد پس از الأقرب فالأقرب بر اساس طبقات ارث ، گرفته مىشود

؛ بنابراين از پدرها و اولاد ، سپس از اجداد و برادرهاى پدرى و