( 1 )
در اينجا چند مسأله است :
( 2 )
مسألهء 1 - « دامغه » ؛ و دامغه آن است كه خريطهاى را كه مغز را در بر دارد ، مىشكافد و به دماغ و مخ مىرسد
؛ پس سالم بودن با آن بعيد است و بنابر فرض سالم ماندن ، علاوه بر مأمومه ، ارش دارد .
( 3 )
مسألهء 2 - « جائفه » ؛ و جائفه آن است كه از جهتى از جهات به جوف مىرسد - شكم باشد يا سينه يا كمر يا جنب - .
در جائفه بنابر احوط ثلث مىباشد . و بعضى گفتهاند كه : جائفه اختصاص به سر دارد ؛ پس جائفه از شجاج است . ولى اظهر خلاف آن مىباشد . و اگر كسى بر او جائفه وارد كند و ديگرى مثلا كاردش را در جرح داخل نمايد و چيزى زياد ننمايد بر دومى فقط تعزير است . و اگر باطنا يا ظاهرا آن را وسيع نمايد در آن ارش است . و اگر در باطن و ظاهر آن را وسيع كند به طورى كه جائفهاى را حادث نمايد بر او ثلث است - ديهء جائفه - . و اگر از طرفى بزند و از طرف ديگر او بيرون آورد كما اينكه در سينهء او فرو كند پس از كمرش بيرون آورد احوط تعدّد مىباشد . و در جائفه فرقى در وسائل آن نمىباشد حتى در سوزن دراز تا چه رسد به گلوله .
( 4 )
مسألهء 3 - اگر نافدهاى در چيزى از اعضاى مرد مانند پا يا دست او نفوذ كند در آن صد دينار است .
و اين حكم ظاهرا به جايى اختصاص دارد كه ديهاش بيشتر از صد دينار است . و اما زن ، ظاهر آن است كه در نافذه در اعضاى او ، ارش مىباشد .
( 5 )
مسألهء 4 - در جنايت به سيلى زدن و مانند آن در صورتى كه صورت به وسيله آن سياه شود بدون آنكه مجروح و شكسته شود ارش آن شش دينار است .
و اگر سبز شود و سياه نگردد سه دينار است .
و اگر سرخ شود يك دينار و نصف مىباشد . و در بدن نصف است ؛ پس در سياه شدن آن سه دينار . و در سبز شدن آن يك دينار و نصف . و در سرخ شدن آن سه چهارم دينار است . و بين مرد و زن و كوچك و بزرگ و همچنين بين اجزاى بدن - ديه مقرّرى داشته باشد يا نه - و رنگ تمام صورت را گرفته باشد يا نه ، اثر آن مدتى باقى بماند يا نه ، فرقى ندارد . ولى اگر لطمه در سر باشد ظاهر آن است كه به حكومت تعيين مىشود . و اگر جنايت آن را متورم كند بدون آنكه رنگش تغيير يابد پس تعيين ارش به حكومت مىباشد . و اگر هر دو را حادث كند ظاهر آن است