تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
( 1 )

اول - « حارصه »

- با حرفهاى بىنقطه - ؛ كه در نص ، از آن به « حرصه » تعبير شده است . و « حرصه » آن است كه پوست كنده شود ، مانند خراشيدگى - بدون خون آوردن - . و در آن يك شتر مىباشد . و اقوى آن است كه حارصه از نظر موضوع و حكم ، غير از شجاج داميه مىباشد . و مرد و زن در حارصه و در نظاير آن و همچنين كوچك و بزرگ ، مساوى مىباشند . ( 2 )

دوم - « داميه »

؛ و داميه آن است كه مختصرى داخل گوشت مىشود و با آن ، خون بيرون مىآيد - كم باشد يا زياد بعد از آنكه مختصرى در گوشت داخل شود - . و در داميه دو شتر مىباشد . ( 3 )

سوم - « متلاحمه »

؛ متلاحمه آن است كه زياد در گوشت داخل شده باشد ، ليكن به مرتبه سمحاق ( كه متأخرا ذكر مىشود ) نمىرسد . و در متلاحمه سه شتر است . و « باضعه » همان متلاحمه مىباشد . ( 4 )

چهارم - « سمحاق »

؛ و سمحاق آن است كه گوشت را مىبرد و به پوستهء نازك پوشاننده استخوان مىرسد . و در سمحاق چهار شتر است . ( 5 )

پنجم - « موضحه »

؛ و موضحه آن است كه وضح استخوان را آشكار مىكند ؛ و « وضح » يعنى سفيدى استخوان . و در موضحه پنج شتر مىباشد . ( 6 )

ششم - « هاشمه »

؛ و هاشمه آن است كه استخوان را مىشكند و حكم مخصوص به شكستن است ، اگر چه جرحى نباشد . و در هاشمه ده شتر مىباشد . و احوط در اينجا اعتبار سنّ و عمر شترها است به طور توزيع از چهار جزء ديه در قتل خطا و از سه جزء در قتل شبه عمد . و اختلاف روايات در ديهء خطا و شبه عمد گذشت و ما احتمال تخيير داديم و قائل به احتياط شديم ؛ پس اگر در ديه خطا بيست بنت مخاض و بيست ابن لبون و سى بنت لبون و سى حقه بگوييم ، احوط در اينجا دو بنت مخاض و دو ابن لبون و سه بنت لبون و سه حقه مىباشد . و بايد اين فرض را گرفت نه فرضهاى ديگر را ، و احوط در شبه عمد چهار خلفه ثنيه و سه حقّه و سه بنت لبون مىباشد . ( 7 )

هفتم - « منقله »

؛ و منقله - بنابر تفسير گروهى - آن است كه سبب احتياج به انتقال استخوان از جايى به جاى ديگر مىشود . و در آن پانزده شتر است . ( 8 )

هشتم - « مأمومه »

؛ و مأمومه آن است كه به مركز سر برسد يعنى به خريطه‌اى يعنى جلد و غلافى كه مخ را جمع مىنمايد . و در مأمومه ثلث ديه است حتى در شتر بنابر احوط ، اگر چه اقوى در شتر ، اكتفا نمودن به سى و سه تا شتر است .