تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
مسدود مىشود و گوش ناقص آزاد گذاشته مىشود پس در جلوى او به زنگ زده مىشود پس جايى كه صدا مخفى مىشود ، علامت‌گذارى مىشود ، همان كار را به آن انجام مىدهند كه به گوش سالم او اولا انجام دادند ، سپس بين گوش سالم و مريض مقايسه مىشود پس ارش به حساب آن داده مىشود . و حتما بايد اين كار را در سكون هوا طلب نمود ؛ و با وزيدن باد ، مقايسه نمىشود . و همچنين در جاهاى معتدل مقايسه و اندازه‌گيرى مىشود . ( 1 )

سوم - بينايى

، و در رفتن بينايى از دو چشم ، ديه كامل است ؛ و از يكى از آنها نصف آن است . ( 2 )

مسألهء 1 - بين افراد چشم كه مختلف مىباشند ، تيزبينشان و غيره حتى حولا و عشوا [ فرقى نيست ]

، و آنكه در چشمش سفيدى است كه او را از بينايى جلوگيرى نمىكند و عمشاء بعد از آن كه بيننده است ، فرقى نيست . ( 3 )

مسألهء 2 - اگر حدقه را در بياورد چيزى مگر يك ديه بر او نيست

؛ و بينايى تابع حدقه است . و اگر بر او به غير آن ، جنايتى وارد نمايد كما اينكه به سر او ضربتى بزند پس بينايى او از بين برود ، بر او ديه جنايت با ديهء بينايى است . ( 4 )

مسألهء 3 - اگر چشم به حالت خودش باقى باشد و مجنى عليه ادعا كند كه بينايىاش رفته است و جانى آن را انكار نمايد ، مرجع اهل خبره است

؛ پس اگر دو شاهد عادل از اهل خبره يا يك مرد و دو زن ، شهادت دادند ديه ثابت مىشود . پس اگر گفتند عودت آن اميد نمىرود ، ديه استقرار پيدا مىكند . و نيز اگر بگويند اميد برگشتن هست بدون آنكه زمانى تعيين نمايند ، ديه گرفته مىشود . ولى اگر بگويند بعد از مدت معيّن متعارفى ، پس اين مدت منقضى شد و عود نكرد ، استقرار پيدا مىكند . ( 5 )

مسألهء 4 - اگر قبل از گذشت مدتى كه اجل برايش تعيين شده بود ، بميرد ديه مستقر است .

و همچنين اگر ديگرى چشم او را دربياورد ولى اگر عودت آن ثابت شود پس درآورده شود ظاهرا ارش دارد ، كما اينكه اگر قبل از استيفاى ديه ، عود كند بر او ارش مىباشد و اما بعد از آن ظاهرا ديه برگشته نمىشود . ( 6 )

مسألهء 5 - اگر در عود آن اختلاف نمايند قول ، قول مجنىّ عليه است .

( 7 )

مسألهء 6 - اگر ادعا كند كه بينائيش رفته و حال آنكه چشمش قائم به حال خودش است و بيّنه‌اى از اهل خبره نباشد حاكم او را به قسامه قسم مىدهد

و براى او قضاوت مىكند . ( 8 )

مسألهء 7 - اگر نقصان يكى از آنها را ادعا كند ، نسبت به ديگرى قياس مىشود

و ديه به