( 1 )
چهارم - كسى كه شكم انسانى را بمالد تا از او حدث سر بزند ، شكم او ماليده مىشود تا حدثى احداث كند
، يا اينكه ثلث ديه را غرامت بكشد .
و ظاهر آن است كه حدث ، بول يا غايط است ؛ پس اگر باد از او حادث شود در آن ارش مىباشد .
( 2 )
پنجم - كسى كه باكرهاى را به وسيلهء انگشت افضا نمايد پس مثانه او را پاره نمايد و او مالك ادرارش نباشد
در آن ديه كامله زن و مهر مثل زنهايش مىباشد .
( 3 )
مقصد دوم در جنايت بر منافع
( 4 ) و آن در چند مورد است : ( 5 )
اول - عقل
، و در آن ديهء كامل مىباشد . و در نقصان آن ارش است . و در از بين رفتن و نقصان آن ، قصاصى نيست .
( 6 )
مسألهء 1 - در از بين رفتن يا نقصان عقل ، بين اينكه سبب در آنها ، زدن بر سر او باشد يا غير آن و بين غير آن از اسباب ، فرقى نيست .
پس اگر او را بترساند و او را در وحشت بيندازد تا كه عقلش برود بر او ديهء كامل است . و همچنين است اگر او را سحر نمايد .
( 7 )
مسألهء 2 - اگر بر او جنايتى وارد كند كما اينكه سرش را بشكند يا دست او را قطع نمايد پس عقلش برود ، ديهء دو جنايت ، تداخل ندارند .
و در روايت صحيحهاى آمده كه : « اگر به يك ضربت باشد تداخل مىكنند » . ليكن اصحاب ما از اين روايت اعراض نمودهاند و با اين حال احتياط به مصالحه ، خوب است .
( 8 )
مسألهء 3 - اگر عقل به جنايت برود و ديه را بپردازد سپس عقل عود نمايد پس در برگشتن ديه ، تأمل است
، اگر چه برگشتن آن و رجوع به ارش ، اشبه مىباشد .
( 9 )
مسألهء 4 - اگر جانى و ولى مجنى عليه در از بين رفتن عقل يا نقصان اختلاف نمايند پس مرجع اهل خبره از پزشكها است .
و بنابر احوط ، تعدّد و عدالت آنها معتبر است . و امكان دارد كه او آزمايش و امتحان شود در حال خلوتها و غفلتش ؛ پس اگر اختلال او ثابت باشد كه همان است و اگر روشن نشود نه به وسيله از اهل خبره - به جهت اختلاف اهل خبره مثلا - و نه از آزمايش ، پس قول ، قول جانى است با قسم .
( 10 )
دوم - شنوايى
، و در رفتن آن از دو گوش با هم ، ديه است . و در شنوايى هر گوش نصف ديه مىباشد .