تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
( 1 )

چهارم - كسى كه شكم انسانى را بمالد تا از او حدث سر بزند ، شكم او ماليده مىشود تا حدثى احداث كند

، يا اينكه ثلث ديه را غرامت بكشد . و ظاهر آن است كه حدث ، بول يا غايط است ؛ پس اگر باد از او حادث شود در آن ارش مىباشد . ( 2 )

پنجم - كسى كه باكره‌اى را به وسيلهء انگشت افضا نمايد پس مثانه او را پاره نمايد و او مالك ادرارش نباشد

در آن ديه كامله زن و مهر مثل زنهايش مىباشد . ( 3 )

مقصد دوم در جنايت بر منافع

( 4 ) و آن در چند مورد است : ( 5 )

اول - عقل

، و در آن ديهء كامل مىباشد . و در نقصان آن ارش است . و در از بين رفتن و نقصان آن ، قصاصى نيست . ( 6 )

مسألهء 1 - در از بين رفتن يا نقصان عقل ، بين اينكه سبب در آنها ، زدن بر سر او باشد يا غير آن و بين غير آن از اسباب ، فرقى نيست .

پس اگر او را بترساند و او را در وحشت بيندازد تا كه عقلش برود بر او ديهء كامل است . و همچنين است اگر او را سحر نمايد . ( 7 )

مسألهء 2 - اگر بر او جنايتى وارد كند كما اينكه سرش را بشكند يا دست او را قطع نمايد پس عقلش برود ، ديهء دو جنايت ، تداخل ندارند .

و در روايت صحيحه‌اى آمده كه : « اگر به يك ضربت باشد تداخل مىكنند » . ليكن اصحاب ما از اين روايت اعراض نموده‌اند و با اين حال احتياط به مصالحه ، خوب است . ( 8 )

مسألهء 3 - اگر عقل به جنايت برود و ديه را بپردازد سپس عقل عود نمايد پس در برگشتن ديه ، تأمل است

، اگر چه برگشتن آن و رجوع به ارش ، اشبه مىباشد . ( 9 )

مسألهء 4 - اگر جانى و ولى مجنى عليه در از بين رفتن عقل يا نقصان اختلاف نمايند پس مرجع اهل خبره از پزشكها است .

و بنابر احوط ، تعدّد و عدالت آنها معتبر است . و امكان دارد كه او آزمايش و امتحان شود در حال خلوتها و غفلتش ؛ پس اگر اختلال او ثابت باشد كه همان است و اگر روشن نشود نه به وسيله از اهل خبره - به جهت اختلاف اهل خبره مثلا - و نه از آزمايش ، پس قول ، قول جانى است با قسم . ( 10 )

دوم - شنوايى

، و در رفتن آن از دو گوش با هم ، ديه است . و در شنوايى هر گوش نصف ديه مىباشد .