( 1 )
بيست و يكم : ترقوه
( 2 )
مسألهء 1 - در هر دو ترقوه ديه است .
و در هر يك از آنها در صورتى كه شكسته شود پس بدون عيب خوب شود ، چهل دينار است .
( 3 )
مسألهء 2 - اگر يكى از آنها شكسته شود و خوب نگردد ظاهر آن است كه در آن ، نصف ديه مىباشد .
و اگر به صورت معيوب خوب شود پس بنابر احوط - اگر اقوى نباشد - همچنين است . و بعضى گفتهاند : در آنها ارش است .
( 4 )
خاتمه و در آن چند فرع است :
( 5 )
اول - اگر « بعصوص » شخصى را بشكند پس نتواند غائطش را نگهدارد در آن ديه كامل است .
و « بعصوص » يا استخوان با سن يا عصعص يعنى اصل و ريشه دم يا استخوان نازكى در اطراف دبر است . و اگر غائطش را مالك شود ولى بادش را در اختيار نداشته باشد ، ظاهرا ارش است .
( 6 )
دوم - اگر عجان او را بزند پس مالك ادرار و غائطش نباشد در آن ديهء كامل مىشود .
و « عجان » ما بين بيضهها و گردى سوراخ دبر مىباشد . و اگر يكى از آنها را مالك باشد و بر ديگرى اختيار نداشته باشد بعيد نيست كه در آن هم ديه كامله باشد . و ارش نيز محتمل است .
ولى احوط مصالحه است . و اگر غير عجان او را بزند پس آنها را مالك نباشد ظاهرا ديه كامله دارد . و اگر يكى از آنها را مالك نباشد پس ارش و ديه محتمل مىباشد و احوط مصالحه است .
( 7 )
سوم - در شكستن هر استخوانى از عضوى كه مقدّر دارد خمس ديهء آن عضو مىباشد
؛ پس اگر به صورت غير معيوب ، خوب شود چهار پنجم ديه شكستن آن مىباشد . و در جراحت موضحه آن ربع ديه شكستن آن است . و در كوبيدن و خرد كردن آن در صورتى كه خوب نشود ثلث ديه آن عضو است ؛ پس اگر به صورت غير معيوب خوب شود چهار پنجم ديه كوبيدن آن است . و در جدا نمودن آن از عضو به طورى كه معطّل بماند دو ثلث ديه اين عضو است ؛ پس اگر به صورت غير معيوب خوب شود چهار پنجم ديه جدا نمودن آن است . همه اينها بنابر قول مشهور است ، و احوط در آنها مصالحه مىباشد .