( 1 )
مسألهء 2 - بحث در اينجا مانند بحث در دو دست است در قطع از مفصل زانو يا از اصل رانها
، و در هر يك از آنها ، و در قطع قسمتى از ساق با مفصل آن .
و همچنين در قطع شخصى از مفصل ساق و قطع شخص ديگر قسمتى از ساق را . پس كلام در هر دو يكى مىباشد .
( 2 )
مسألهء 3 - در انگشتهاى دو پا ، به تنهايى ديهء كامل است .
و در هر يك از آنها يك دهم ديه است .
و ديه هر انگشتى به سه بند به طور مساوى تقسيم مىشود ، مگر شصت كه در آن بر دو بند تقسيم مىشود .
( 3 )
مسألهء 4 - كلام در پاى زيادى مانند كلام در دست زيادى است .
و همچنين است در انگشتها .
( 4 )
بيستم : ضلعها
( 5 )
مسألهء 1 - از كتاب ظريف بن ناصح است كه : « و فى الاضلاع فيما خالط القلب . . . و در ضلعها در جايى كه قلب با اضلاع مخالط باشد در صورتى كه ضلعى از آنها شكسته شود ديهاش بيست و پنج دينار مىباشد » .
تا اينكه مىگويد : « و در اضلاعى كه پهلوى دو عضد قرار گرفتهاند ، ديهء هر ضلعى اگر شكسته شود ، ده دينار است » . و به مضمون اين عبارت ، اصحاب ، فتوى دادهاند و اشكالى در آن نمىباشد ؛ ليكن منظور او آشكار نيست . پس آيا اين تفصيل بين طرفى كه نزديك و پهلوى قلب قرار گرفته و طرفى كه نزديك عضد است مىباشد ؟ يا تفصيل بين ضلعى است كه محيط به قلب است و غير آن ؟ يا تفصيل بين ضلعهايى است كه در طرف سينه و جلو قرار گرفته و غير آنها از ضلعهايى كه نزديك هر دو عضد و منتهى به پشت مىباشند ؟
و احتمال دارد كه متن غلط شده باشد و اصل آن : « فيما حاط القلب » باشد از « حاطه ، يحوطه » يعنى حفظ و حراست مىكند . يا اصل آن : « فيما احاط بالقلب » باشد پس اقوى در ضلعهايى كه از طرف چپ قلب را احاطه دارند در هر يك از آنها بيست و پنج است و امّا در غير آنها احتياط به صلح ، ترك نشود ، مخصوصا نسبت به آنچه مجاور ضلعى است كه در طرف چپ محيط قلب مىباشد .
اگر چه قول به عدم وجوب زايد بر ده دينار در غير ضلعى كه محيط به قلب است ، خالى از قرب نمىباشد .