تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
و بعيد نيست كه حساب ، نسبت به مجموع ذكر باشد نه خصوص حشفه . ( 1 )

مسألهء 7 - اگر نصف ذكر را از حيث طول قطع نمايد و در نصف ديگر ، خللى از فلجى و مانند آن حاصل نشود پس نصف ديه مىباشد .

و اگر در باقى مانده فلجى حادث كند پس براى قطع نصف ديه است و براى فلجى ، دو ثلث ديهء نصف ديگر ( ذكر ) است پس بر او پنج سدس مىباشد . ( 2 )

مسألهء 8 - در ذكر خنثاى مشكل يا خنثايى كه انوثت آن معلوم است ، ارش مىباشد .

( 3 )

شانزدهم : دو خصيه

( 4 )

مسألهء 1 - در دو خصيه ، ديه كامل مىباشد

؛ پس آيا براى هر يك ، نصف آن است يا براى بيضه چپ دو ثلث و براى بيضه راست ثلث است ؟ اوجه دومى است ولى احوط دو ثلث است در خصيهء چپ و نصف است در راست ، در صورتى كه در دو دفعه كنده شوند . ( 5 )

مسألهء 2 - در اين حكم بين صغير و كبير و پيرمرد و جوان و مقطوع الذكر و غيره و فلج آن و غير آن و عنين و غيره فرقى نيست .

( 6 )

مسألهء 3 - در بيمارى ادره كه نفخ پيدا كردن خصيه‌ها است چهار صد دينار است

؛ پس اگر در اثر آن بين پاهايش بازشود و نتواند راه برود كه نافع او باشد ، در آن هشتصد دينار - چهار پنجم ديه نفس - است . ( 7 )

هفدهم : عورت زن

( 8 )

مسألهء 1 - در دو « شفر » زن يعنى گوشتى كه مانند احاطهء دو لب نسبت به دهان ، عورت زن را احاطه نموده است ، ديه كامل آن مىباشد .

و در يكى از آنها نصف آن است خواه كبيره باشد يا صغيره ، ثيّبه باشد يا باكره ، ختنه شده باشد يا غير آن ، قرنا باشد يا رتقا يا سالم ، افضا شده باشد يا غير آن . ( 9 )

مسألهء 2 - اگر به جنايت فلج شوند ظاهرا دو ثلث ديه آن است .

و اگر چيزى از آن دو را كه در آنها فلجى است قطع كند در آن ثلث مىباشد . ( 10 )

مسألهء 3 - در « ركب » - و آن در زن جاى عانهء مرد مىباشد - ارش است

؛ آن را جدا از عورت