و بعيد نيست كه حساب ، نسبت به مجموع ذكر باشد نه خصوص حشفه .
( 1 )
مسألهء 7 - اگر نصف ذكر را از حيث طول قطع نمايد و در نصف ديگر ، خللى از فلجى و مانند آن حاصل نشود پس نصف ديه مىباشد .
و اگر در باقى مانده فلجى حادث كند پس براى قطع نصف ديه است و براى فلجى ، دو ثلث ديهء نصف ديگر ( ذكر ) است پس بر او پنج سدس مىباشد .
( 2 )
مسألهء 8 - در ذكر خنثاى مشكل يا خنثايى كه انوثت آن معلوم است ، ارش مىباشد .
( 3 )
شانزدهم : دو خصيه
( 4 )
مسألهء 1 - در دو خصيه ، ديه كامل مىباشد
؛ پس آيا براى هر يك ، نصف آن است يا براى بيضه چپ دو ثلث و براى بيضه راست ثلث است ؟ اوجه دومى است ولى احوط دو ثلث است در خصيهء چپ و نصف است در راست ، در صورتى كه در دو دفعه كنده شوند .
( 5 )
مسألهء 2 - در اين حكم بين صغير و كبير و پيرمرد و جوان و مقطوع الذكر و غيره و فلج آن و غير آن و عنين و غيره فرقى نيست .
( 6 )
مسألهء 3 - در بيمارى ادره كه نفخ پيدا كردن خصيهها است چهار صد دينار است
؛ پس اگر در اثر آن بين پاهايش بازشود و نتواند راه برود كه نافع او باشد ، در آن هشتصد دينار - چهار پنجم ديه نفس - است .
( 7 )
هفدهم : عورت زن
( 8 )
مسألهء 1 - در دو « شفر » زن يعنى گوشتى كه مانند احاطهء دو لب نسبت به دهان ، عورت زن را احاطه نموده است ، ديه كامل آن مىباشد .
و در يكى از آنها نصف آن است خواه كبيره باشد يا صغيره ، ثيّبه باشد يا باكره ، ختنه شده باشد يا غير آن ، قرنا باشد يا رتقا يا سالم ، افضا شده باشد يا غير آن .
( 9 )
مسألهء 2 - اگر به جنايت فلج شوند ظاهرا دو ثلث ديه آن است .
و اگر چيزى از آن دو را كه در آنها فلجى است قطع كند در آن ثلث مىباشد .
( 10 )
مسألهء 3 - در « ركب » - و آن در زن جاى عانهء مرد مىباشد - ارش است
؛ آن را جدا از عورت