پستان ، متعذر باشد يا آمدن شير در وقتش با اينكه فعلا در آن نيست ، متعذر باشد ، يا شيرش كم شود ، يا عيب پيدا كند كما اينكه شير مخلوط به خون يا چرك بيرون بيايد ، در آن ارش است .
( 1 )
مسألهء 4 - اگر دو « حلمه » را از زن قطع كند بعضى گفتهاند : در آن ديه است .
ولى در آن اشكال مىباشد . و ارش محتمل است . و احتمال حساب به مساحت نيز مىباشد . اما آخرى خالى از رجحان نيست .
( 2 )
مسألهء 5 - در حلمه پستان مرد يك هشتم ديه - يك صد و بيست و پنج دينار - مىباشد .
و در هر دو با هم ربع مىباشد . و در قولى آمده است كه در آنها ، ديه كامله است . ولى اولى اقوى مىباشد .
( 3 )
پانزدهم : ذكر
( 4 )
مسألهء 1 - در حشفه و بيشتر از آن اگر چه چيزى از آن نماند در صورتى كه با يك قطع باشد ديه كامل است .
و بين ذكر جوان و پير مرد و بچه و خصى خلقتى و كسى كه بيضههايش كشيده شده يا بيضههايش كوبيده شده و غير آن ، در صورتى كه موجب فلج نباشد ، فرقى نيست .
( 5 )
مسألهء 2 - اگر قسمتى از حشفه را قطع نمايد ديه مقطوع به نسبت ديه از مساحت حشفه ، حساب مىشود
، نه مساحت جميع ذكر .
( 6 )
مسألهء 3 - اگر مجراى بول را پاره كند بدون آنكه قطع شود در آن ارش است .
و اگر قسمتى از حشفه را قطع كند و اين قطع ملازم پاره نمودن مجرا باشد چيزى بر او نيست مگر آنچه كه براى حشفه مىباشد . و اگر ملازم آن نباشد و پاره شدن ، جنايت زايدى بر آن مىباشد ، پس ارش دارد و براى حشفه چيزى است كه گذشت .
( 7 )
مسألهء 4 - اگر حشفه را قطع نمايد و ديگرى يا او به قطع ديگرى ، بقيه آن را قطع نمايد پس ديه براى قطع حشفه و ارش براى قطع باقى مانده است .
و اگر او قسمتى از حشفه و ديگرى بقيهء حشفه را قطع نمايد بر هر يك از آنها به حساب مساحت است .
( 8 )
مسألهء 5 - اگر قسمتى از حشفه را قطع كند و ديگرى ذكر را قطع كند كه چيزى از آن نماند ، پس در قطع قسمتى از حشفه به مساحت حساب مىشود
و در قطع باقى مانده ، چند وجه است :
ارش ، يا حساب نسبت به حشفه ، و ارش در باقى مانده ، يا ديهء كامل ؟ اوجه آنها اولى است و احوط آنها آخرى مىباشد .
( 9 )
مسألهء 6 - در ذكر عنّين ثلث ديه است .
و همچنين است در قطع ذكر فلج . و در قطع قسمتى از آن ، به حساب آن مىباشد .