( 1 )
مسألهء 3 - اگر آن را بزند پس استحشاف پيدا كند يعنى خشك شود ، دو ثلث ديهء گوش بر او مىباشد .
و اگر بعد از فلج ، آن را قطع نمايد پس ثلث آن است بنابر احوط در هر دو موضع ، بلكه خالى از قرب نمىباشد .
( 2 )
مسألهء 4 - اصم ( كر ) در آنچه گذشت مانند سالم است .
و اگر گوش را مثلا قطع نمايد پس به شنوايى او سرايت كند و آن را باطل نمايد يا از آن كم كند ، در آن علاوه بر ديهء گوش ، ديهء منفعت هم هست - بدون آنكه تداخل نمايند - .
و همچنين است اگر آن را طورى قطع كند كه استخوانش آشكار شود ، با ديهء گوش ، ديهء جراحت موضحه نيز - بدون تداخل - واجب است .
( 3 )
پنجم : دو لب
( 4 )
مسألهء 1 - در دو لب ديهء كامل است .
و در هر يك از آنها بنابر اقوى نصف است . و احوط در لب پايينى ششصد دينار و در قطع قسمتى از آن به نسبت مساحت آن از طول و عرض است .
( 5 )
مسألهء 2 - حدّ لب در بالا آن است كه از حيث عرض از لثه دور باشد در حالى كه به دو سوراخ بينى و حاجز متصل است
؛ و طول آن به اندازه طول دهان مىباشد . و حدّ لب پايينى از حيث عرض آن است كه از لثه دور باشد ؛ و طول آن طول دهان است . و حاشيهء دو طرف دهان از دو لب نمىباشد .
( 6 )
مسألهء 3 - اگر جنايتى بر لب وارد نمايد تا اينكه جمع و منقبض شود پس روى دندانها را نگيرد ، در آن حكومت است .
و اگر به جنايت ، لبها آويزان شوند پس به خنديدن و مانند آن از دندانها فاصله نگيرند بنابر احوط دو ثلث ديه است . و اگر بعد از فلج ، قطع شود پس ثلث ديه است .
( 7 )
مسألهء 4 - اگر دو لب را پاره كند تا اينكه دندانها آشكار شوند ثلث ديه بر او مىباشد
؛ پس اگر خوب شود ، خمس ديه است . و در يكى از آنها اگر خوب نشود ثلث ديه است . و اگر خوب شود پس خمس ديهاش مىباشد ، بنا به قول معروف در تمام اينها .
( 8 )
ششم : زبان
( 9 )
مسألهء 1 - در زبان سالم اگر تماما قطع شود ، ديهء كامل است .
و در زبان شخص لال در صورت قطع تمام آن ثلث ديه است .