( 1 )
مسألهء 10 - كسى كه به بالغ غير عاقل ، صيحه بكشد پس بميرد يا بيفتد و بميرد ، ديهاى ندارد
مگر با علم به اينكه مرگ او مستند به آن مىباشد . پس در اين صورت اگر قاصد قتل او باشد ، اين عمد است و از او قصاص مىگيرد و گرنه شبيه عمد است پس ديه از مال او است . بنابراين اگر روى بچه يا مريض يا ترسو ، يا غافل صيحه بكشد پس بميرد ظاهرا ديه ثابت است مگر اينكه ثابت شود كه مستند به او نمىباشد . پس در صورتى كه با فعلش قصد قتل داشته باشد ، اين عمد مىباشد و گرنه در صورتى كه نوعا مرگ به آن مترتب نمىشود يا از آن غافل باشد شبه عمد است . و از اين باب است هر فعلى كه قتل را مستند به او نمايد ؛ پس در آن تفصيل گذشته است ، مانند كسى كه شمشيرش را به روى انسانى بكشد يا سگش را به سوى او رها كند پس او را بترساند و غير اينها از اسباب ترساندن .
( 2 )
مسألهء 11 - اگر او را بترساند پس او فرار كند و خودش را از بلندى پرتاب كند يا به چاهى بيندازد و بميرد پس اگر عقل و اختيارش به واسطهء ترساندن او ، از بين رفته باشد ظاهر آن است كه شخص ترساننده ضامن است
و گرنه ضمانى نيست . و اگر در حال فرارش با درندهاى تصادف نمايد و او را بكشد ، ضمانى نيست .
( 3 )
مسألهء 12 - اگر از بالا روى ديگرى بيفتد و او را بكشد ، در صورتى كه قصد قتل او را داشته ، اين عمد است
و قود بر او مىباشد و اگر قصد قتل نداشته ولى قصد افتادن روى او را نموده و طورى است كه غالبا به آن كشته نمىشود اين شبه عمد است كه ديه در مالش بر او لازم است .
و همچنين است اگر از روى جبر و ناچارى و به طور اضطرار روى او بيفتد و اين افتادن روى او ، مقصود او باشد . و اگر باد او را پرت كند يا ليز بخورد به طورى كه فعل به او استناد پيدا نكند ، ضمانى بر او و بر عاقلهاش نيست . و اگر كسى كه افتاده بميرد بنابر همهء فرضها ، هدر مىباشد .
( 4 )
مسألهء 13 - اگر پرت كنندهاى او را پرت كند و بميرد قود در فرض عمد و ديه در شبه عمد بر پرتكننده است .
و اگر او را پرت كند پس روى ديگرى بيفتد و بميرد قود يا ديه نيز بر دافع مىباشد . و در روايت صحيحى است كه ديه براى اولياى مقتول بر كسى است كه بر مرد واقع شده و به قتل رسيده و كسى كه دفع شده در ديه بر كسى رجوع مىكند كه او را دفع كرده است . و ممكن است اين روايت حمل شود بر اينكه دفع ، او را به افتادن روى ديگرى مضطر نموده باشد ، به طورى كه كار ، به نحوى منسوب به او باشد .
( 5 )
مسألهء 14 - اگر او را مصدوم كند پس مصدوم بميرد چنانچه قصد قتل داشته باشد يا فعل طورى است كه غالبا مىكشد اين عمد است
و از او قصاص گرفته مىشود . و اگر قصد صدمه زدن داشته باشد - نه قتل را - و اين صدمه غالبا كشنده نباشد ديهاش بر مال صدمهزننده است . و