قتل به آن نكرده باشد و همچنين است اگر او را از غذا يا آشاميدنى ، در مدتى كه بقاى او در آن مدت ، محتمل نيست جلوگيرى كند . و اگر به او تير بزند پس او را بكشد ، عمد مىباشد اگر چه آن را قصد ننموده باشد .
( 1 )
مسألهء 5 - شبيه عمد آن است كه قصد نمايد فعلى را كه غالبا به آن كشته نمىشود و قتل او را قصد نكند
، كما اينكه او را جهت تأديب با تازيانه و مانند آن بزند پس قتل اتفاق افتد . و از اين قبيل است معالجهء پزشك در صورتى كه از او قتل اتفاق بيفتد در صورتى كه او مباشر معالجه باشد . و از اين قبيل است ختنه كردن در صورتى كه از حدّ تجاوز كند . و از اين قبيل است زدن عدوانى با چيزى كه غالبا به آن كشته نمىشود بدون آنكه قتل را قصد نموده باشد .
( 2 )
مسألهء 6 - اگر شخصى را به اعتقاد اينكه مهدور الدم است يا به اعتقاد قصاص ، بكشد
پس خلاف آن آشكار شود ، يا به گمان اينكه او شكار است پس معلوم شود كه انسان بوده است ، به شبه عمد ملحق مىشود .
( 3 )
مسألهء 7 - خطاى محض كه از آن به خطايى كه شبههاى در آن نيست ، تعبير مىشود ، آن است كه فعل و همچنين قتل را قصد ننمايد
، مانند كسى كه شكارى را رمى نمايد يا سنگى را بيندازد پس به انسانى بخورد و او را بكشد . و از اين قبيل است جايى كه انسان مهدور الدمى را تير بزند پس به انسان ديگر بخورد و او را به قتل برساند .
( 4 )
مسألهء 8 - كار بچه و ديوانه شرعا به خطاى محض ملحق مىشود .
( 5 )
مسألهء 9 - اين سه قسم ، در جنايت بر عضوها هم جارى مىباشد
؛ پس بعضى از آنها عمد و بعضى از آنها شبه عمد و بعضى از آنها خطاى محض است .
( 6 )
مقدارهاى ديات
( 7 )
مسألهء 1 - در قتل عمد ، جايى كه ديه تعيين مىشود يا بر آن مصالحه مىگردد مطلقا « يك صد شتر » يا « دويست گاو » يا « هزار گوسفند » يا « دويست حله » يا « هزار دينار » يا « ده هزار درهم » مىباشد .
( 8 )
مسألهء 2 - در شتر ، معتبر است كه « مسنّه » باشد
و آن شترى است كه پنج سالش كامل شده و داخل در سال ششم شده باشد . و اما در گاو ، سنّ و نر بودن و ماده بودن معتبر نمىباشد . و همچنين است گوسفند . پس در آنها ، آنچه كه به گاو يا گوسفند ناميده مىشود كفايت مىكند . و احوط اعتبار فحل بودن در شتر است ، اگر چه عدم اعتبار آن خالى از قوت نيست .
( 9 )
مسألهء 3 - « حلّه » دو لباس است و احوط آن است كه از بردهاى يمن باشد .
و دينار و درهم