تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
( 1 )

مسألهء 7 - فرزند حلال به فرزند زنا بعد از آن كه در وقت تميز داشتن او ، اسلام را وصف نموده و پذيرفته باشد و لو اينكه بالغ نشده باشد ، كشته مىشود .

و امّا در حال كوچكى او قبل از تميز يا بعد از آن و قبل از اسلام او ، پس در قتل او به او و عدم آن تأمل و اشكال است . ( 2 )

چند فرع

( 3 )

از جملهء آنها - اگر مسلمانى دست ذمى را عمدا قطع كند پس ذمى اسلام بياورد و به جانش سرايت كند قصاصى در عضو ، و قودى در نفس نيست

و ديهء كامل نفس بر او است . و همچنين است اگر بچه دست بالغ را قطع كند پس بالغ شود سپس جنايتش سرايت كند ، در عضو قصاص ، و در نفس قود نيست و بر عاقله او ديه نفس مىباشد . ( 4 )

و از جملهء آنها - اگر دست حربى يا مرتد را قطع نمايد پس او اسلام بياورد سپس سرايت كند تا بميرد ، نه قودى هست و نه ديه‌اى بنابر اقوى

و بعضى گفته‌اند كه ديه هست به جهت اعتبار حال استقرار . ولى اوّلى اقوى است . و اگر او را تير بزند پس بعد از اسلام او به او اصابت كند قودى نيست و ليكن ديه بر او مىباشد ؛ و چه بسا به اعتبار حال رمى احتمال عدم آن داده مىشود . ولى اين ضعيف است . و همچنين است حال اگر ذمى را رمى كند پس او اسلام بياورد سپس به او اصابت كند قودى نيست و بر او ديه مىباشد . ( 5 )

و از جملهء آنها - اگر بكشد مرتد كافر ذمى را كشته مىشود به آن و چنانچه بكشد او را و برگردد به اسلام پس بر او قود نيست

و ليكن بر او است ديهء ذمى و اگر ذمى بكشد مرتدى را و لو مرتد فطرى باشد كشته مىشود به آن و اگر بكشد مرتد را مسلمانى پس قودى بر او نيست و ظاهر اين است كه ديه هم بر او نباشد و امام حق دارد او را تعزير نمايد . ( 6 )

و از جملهء آنها - اگر بر مسلمان ، قصاصى واجب شود پس غير از ولى ، او را بكشد بر او قود مىباشد .

و اگر قتل او به زنا يا لواط واجب باشد پس غير امام ( عليه السّلام ) او را به قتل برساند گفته شده نه قودى هست و نه ديه‌اى ، ولى در آن تردد است . ( 7 )

شرط سوم - انتفاى پدر بودن است

؛ پس پدر به قتل پسرش ، كشته نمىشود و ظاهر آن است كه پدر پدر كشته نمىشود و هكذا . ( 8 )

مسألهء 1 - كفاره و همچنين ديه از پدر به كشتن پسرش ، ساقط نمىشود

؛ پس ديه را به غير خودش از ورثه ادا مىكند و خود او از ديه ارث نمىبرد .