گفته : به درستى كه اصحاب ما روايت كردهاند كه اسلام او ، حد را از او ساقط نمىكند .
( 1 )
مسألهء 10 - ابتدا كردن سلام به ذمى مكروه است .
و بعضى گفتهاند كه : حرام است . و اين احوط است . و اگر ذمى ابتدا به سلام كند سزاوار است كه در جواب ، بر قولش « عليك » اكتفا كند و اتمام آن ظاهرا مكروه است . و اگر مسلمان اضطرار پيدا كند كه به او سلام دهد يا جوابش را كامل نمايد ، بدون كراهت جايز است . و اما غير ذمى احوط ترك سلام بر او است مگر با اضطرار اگر چه اوجه جواز آن است - البته با كراهت - . و سزاوار است كه در وقت ملاقاتشان بگويد : السلام على من اتبع الهدى . و مستحب است كه آنها را به تنگترين راهها مضطر نمايد .
( 2 )
احكام ساختمانها
( 3 )
مسألهء 1 - اهل كتاب و كسى كه در حكم آنها است ، جايز نيست كه معابد را در بلاد اسلام مانند بيعهها و كنيسهها و صومعهها و آتشكدهها و غير آنها ، احداث نمايند
؛ و اگر آنها را احداث نمودند بر والى مسلمين واجب است . كه آنها را از بين ببرد .
( 4 )
مسألهء 2 - در آنچه كه ذكر شد از عدم جواز احداث معابد و وجوب ازالهء آنها ، بين اينكه شهر از آن شهرهايى باشد كه مسلمانان آن را احداث كرده باشند مانند بصره [ و غيره فرقى نيست ]
و كوفه و بغداد و تهران و مجموعهاى از شهرهاى ايران از آنهايى كه مسلمانان آنها را شهر نمودند ، يا مسلمانها عنوة آنها را فتح نمودند مانند شهرهاى زيادى از ايران و تركيه و عراق و غير آنها ، يا مسلمانها آنها را به صلح گرفتهاند بنابراين كه زمين مال مسلمين باشد فرقى نيست ؛ پس در همهء اينها واجب است كه آنچه را كه احداث نمودهاند ، ازاله شود و ابقاى آنها حرام است ، كما اينكه احداث آنها حرام است و بر والىها - و لو اينكه ظالم باشند - واجب است كه از احداث آنها جلوگيرى نمايند و آنچه را كه احداث كردهاند از بين ببرند .
مخصوصا با آنچه كه ما مىبينيم از مفاسد بزرگ دينى و سياسى و خطر بزرگى كه براى جوانان مسلمانان و بلاد مسلمين هست .
( 5 )
مسألهء 3 - اگر زمينى به صلح فتح شود بنابراين كه زمين مال يكى از اهل ذمه باشد و بر آنها شرط نشود كه احداث معابد نكنند براى آنها جايز است كه در آن ، احداث معابد نمايند
و اگر خراب شوند براى آنها جايز است كه آنها را تعمير و تجديد نمايند و معابدى كه آنها قبل از فتح مسلمين داشتند و مسلمانها آنها را خراب نكرده بودند برقرار گذاردن آنها بر آن معابد ، جايز