كافر باشد . و اين به اقرار ثابت مىشود و احوط آن است كه دو مرتبه اقرار نمايد و به بيّنه ثابت مىشود . و اگر سحر را به جهت باطل نمودن مدعى نبوت ياد بگيرد اشكالى ندارد بلكه چه بسا واجب باشد .
( 1 )
چهارم - هر آنچه كه در آن تعزير است از حقوق اللّه تعالى ، به اقرار ثابت مىشود
و احوط اولى آن است كه به دو مرتبه باشد . و به دو شاهد عادل ثابت مىشود .
( 2 )
پنجم - هر كسى كه ترك واجب نمايد يا مرتكب حرام شود پس امام ( عليه السّلام ) و نائب او حق دارد او را تعزير نمايد
به شرطى كه از گناهان كبيره باشد و تعزير كمتر از حد مىباشد و حد آن به نظر حاكم مىباشد و احوط براى حاكم در موردى كه دليلى بر مقدار آن دلالت ننمايد اين است كه از كمترين حدود ، تجاوز ننمايد .
( 3 )
ششم - گفته شده به درستى كه مكروه است كه در تأديب بچه به بيشتر از ده تازيانه ، زده شود
و ظاهر آن است كه تأديب او به حسب نظر مؤدب و ولى مىباشد ؛ پس چه بسا مصلحت اقتضا مىكند كه كمتر باشد و چه بسا اقتضاى بيشتر داشته باشد ، و تجاوز جايز نيست بلكه از تعزير بالغ تجاوز ننمايد ، بلكه احوط است كه كمتر از تعزير او باشد و احوط از آن ، اكتفا به شش يا پنج مىباشد .
( 4 )
فصل چهارم در حد مسكر
( 5 ) و نظر در موجب و كيفيت و احكام آن است .
( 6 )
موجب و كيفيت آن
( 7 )
مسألهء 1 - حد بر كسى كه مسكر يا فقاع را - اگر چه مسكر نباشد - بخورد واجب است
، به شرطى كه خورندهء آن بالغ و عاقل و مختار بوده و حكم و موضوع را بداند ؛ پس بر بچه و ديوانه و مكره و جاهل به حكم و موضوع يا به يكى از آنها - در صورتى كه جهل به حكم در حق او ممكن باشد - حدى نمىباشد .
( 8 )
مسألهء 2 - در مسكر بين انواع آن مانند آنچه كه از انگور گرفته مىشود و آن شراب مىباشد ، يا از خرما گرفته مىشود و آن نبيذ است [ و . . . فرقى نيست ]
، يا از كشمش گرفته مىشود و آن نقيع است ، يا از عسل گرفته مىشود و آن بتع است ، يا از جو گرفته مىشود و آن مزر است يا از گندم گرفته مىشود يا