نمىشود مگر به اقرار فاعل يا مفعول به چهار مرتبه ، يا شهادت چهار مرد به طور مشاهده در صورتى كه جامع شرايط قبول باشند .
( 1 )
مسألهء 2 - در مقرّ - فاعل باشد يا مفعول - بلوغ و كمال عقل و حريت و اختيار و قصد شرط است
؛ بنابراين اقرار بچه و ديوانه و عبد و مكره و شوخىكننده ، اعتبارى ندارد .
( 2 )
مسألهء 3 - اگر به كمتر از چهار مرتبه اقرار نمايد حدّ زده نمىشود
و حاكم حق دارد او را به طورى كه صلاح مىبيند تعزير نمايد . و اگر به كمتر از چهار نفر به آن شهادت دهند ، ثابت نمىشود بلكه حدّ بر آنها به خاطر افترا اقامه مىشود . و به شهادت زنان - جداگانه باشند يا با هم - ثابت نمىشود و حاكم - امام باشد يا غير آن - به علمش حكم مىكند .
( 3 )
مسألهء 4 - اگر لواط كند پس دخول نمايد ، قتل بر او و بر مفعول ، ثابت است
در صورتى كه هر يك از آنها بالغ عاقل مختار باشند و مسلمان و كافر و محصن و غيره در آن مساوى مىباشد . و اگر بالغ عاقل به بچه لواط نموده و داخل كند ، اين شخص بالغ كشته مىشود و بچه تأديب مىگردد . و همچنين است اگر بالغ عاقل به لواط به ديوانه دخول كند . و با شعور داشتن ديوانه ، حاكم به آنچه كه صلاح مىبيند ، او را تأديب مىكند . و اگر بچه با بچه لواط نمايد هر دو تأديب مىشوند . و اگر ديوانهاى با عاقل لواط كند ، عاقل حدّ مىخورد - نه ديوانه - و اگر بچه به بالغ لواط كند ، بالغ حدّ مىخورد و بچه تأديب مىگردد . و اگر ذمى به مسلمان لواط كند به قتل مىرسد اگر چه دخول نكرده باشد . و اگر ذمّى به ذمّى لواط كند ، بعضى گفتهاند كه امام ( عليه السّلام ) بين اقامهء حدّ بر او و بين تحويل او به اهل ملتش تا حدشان را بر او اقامه نمايند مخير است . و احوط - اگر اقوى نباشد - اين است كه حدّ را بر او اجرا نمايد .
( 4 )
مسألهء 5 - حاكم در قتل بين اينكه گردن او را به شمشير بزند يا او را از جاى بلندى مانند كوه و مثل آن به طورى كه دستها و پاهايش بسته باشد ، پرت كند يا او را به آتش بسوزاند يا او را رجم نمايد - و بنابر قولى - يا ديوارى روى او خراب كند - فاعل باشد يا مفعول - مخير است .
و جمع بين بقيهء مجازاتها و سوزاندن ، به اينكه كشته شود سپس سوزانده شود ، جايز مىباشد .
( 5 )
مسألهء 6 - در صورتى كه لواط به طور دخول نباشد مانند تفخيذ يا بين دو باسن ، حدّ آن صد جلده مىباشد
- و بين محصن و غيره و كافر و مسلمان فرقى نيست در صورتى كه فاعل كافر و مفعول مسلمان نباشد و گرنه كشته مىشود كما اينكه گذشت - و اگر فعل از او تكرار شود و حد در خلال آنها واقع شود در چهارمى كشته مىشود و بعضى گفتهاند كه در سومى به قتل مىرسد ولى اولى اشبه است .