تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و اگر موجب حدّ را در حرم ايجاد كرده باشد حدّ بر او در حرم اقامه مىشود . ( 1 )

مقام دوم در كيفيت واقع ساختن حدّ است

( 2 )

مسألهء 1 - اگر چند حدّ بر شخصى جمع شود ابتدا مىشود به آنچه كه با آن ديگرى فوت نمىشود .

پس اگر جلد و رجم بر او جمع شده باشد ابتداء جلد مىشود سپس رجم مىگردد . و اگر بر او حدّ بكر و محصن باشد ظاهر آن است كه واجب باشد اين كه رجم بعد از نفى بلد واقع شود اگر چه داراى اشكال است . و انتظار خوب شدن جلد او در موردى كه جلد و رجم جمع شده‌اند ، كشيده نمىشود بلكه احوط آن است كه تأخير نيفتد . ( 3 )

مسألهء 2 - مرد براى رجم تا بالاى كفل - نه بيشتر - و زن تا وسطش يعنى كمر و زير سينه ، دفن مىشوند

؛ پس اگر مرد يا زن از گودال فرار كنند اگر چنانچه زنا به بيّنه ثابت شده باشد برگردانده مىشوند . و اگر به اقرار ثابت شده باشد پس اگر بعد از خوردن سنگ - و لو يك سنگ - فرار نمايند برگردانده نمىشود و گرنه بايد برگردانده شوند . و در قول مشهور است كه اگر به اقرار ثابت شده باشد ، مطلقا برگردانده نمىشود و اين احوط است . و اين در رجم است اما در جلد ، فرار نفعى در آن ندارد بلكه برگردانده مىشود و حدّ مىخورد مطلقا . ( 4 )

مسألهء 3 - اگر زانى محصن ، اقرار نمايد ، اول كسى كه او را رجم مىكند امام ( عليه السّلام ) است ، سپس مردم او را رجم مىكنند .

و اگر بيّنه بر آن قائم شود ، اول كسى كه او را رجم مىكند ، بينه است ، سپس امام ( عليه السّلام ) ، و پس از او مردم او را رجم مىنمايند . ( 5 )

مسألهء 4 - مرد زانى در حال ايستاده و در حال تجرد از لباس - مگر ساتر عورتش - جلد مىشود

و به شديدترين زدن ، زده مىشود و بر تن او از قسمتهاى بالاى آن تا پايش توزيع مىشود و ليكن از سر و صورت و عورتش ، اجتناب شود . و زن به صورت نشسته زده مىشود و لباسش بر تن او مىباشد . و اگر حد ، مرد يا زن را به قتل برساند ضمانى ندارد . ( 6 )

مسألهء 5 - براى حاكم سزاوار است در وقتى كه مىخواهد اجراى حدّ نمايد به مردم اعلان كند تا در حضور او اجتماع نمايند

، بلكه سزاوار است كه به آنها امر كند تا براى حضور حدّ خارج شوند ؛ و احوط حضور گروهى از مؤمنين - سه نفر يا بيشتر - است . و سزاوار است كه سنگها كوچك باشند ، بلكه احوط است . با آنچه كه بر آن حجر صدق نكند ، جايز نيست ، مانند سنگ‌ريزه و با صخرهء بزرگ كه به يكى يا دو تا از آن كشته مىشود جايز نيست . و احوط آن