تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( 1 ) سوم - اگر كسى كه صلاحيت شهادت را دارد به آن دعوت شود احوط وجوب تحمل شهادت است و وجوب آن - در فرض وجوب - كفايى است و بر او متعين نمىباشد مگر اينكه غير از او كسى كه آن را تحمل نمايد نباشد . و وجوب اداى شهادت - در صورتى كه از او مطالبه شود - بدون اشكال است و اين وجوب هم در اينجا كفايى است . ( 2 )

شهادت بر شهادت

( 3 )

مسألهء 1 - شهادت بر شهادت در حقوق الناس ، خواه عقوبت باشد مانند قصاص يا غير آن مانند طلاق و نسب .

و همچنين در اموال مانند دين و قرض و غصب و عفو و معاوضات ، قبول است . و همچنين است آنچه كه مردان غالبا به آن اطلاع پيدا نمىكنند مانند عيوب باطن زنان و ولادت و استهلال و غير اينها از آنچه كه حق آدمى است . ( 4 )

مسألهء 2 - شهادت بر شهادت ، در حدود قبول نمىشود و تعزيرات ، احتياطا - اگر اقوى نباشد - به حدود ملحق است .

و اگر دو شاهد به شهادت دو شاهد بر سرقت ، شهادت دهند دست قطع نمىشود . و در حدود حتما شهادت اصل بايد باشد ، خواه محضا حق اللّه باشد مانند حد زنا و لواط ، يا مشترك بين حق اللّه تعالى و بين حق آدمى باشد ، مانند حد قذف و سرقت . ( 5 )

مسألهء 3 - همانا شهادت بر شهادت براى اجراى حدود قبول نيست و امّا در بقيه آثار قبول مىشود

؛ پس اگر فرع به شهادت اصل ، به سرقت شهادت دهد قطع دست نمىشود ، ليكن مال از او گرفته مىشود . و همچنين سرايت حرمت به آن در مادر كسى كه وطى شده و خواهر و دختر او ثابت مىشود . و همچنين است بقيه آنچه كه بر واقع مشهود به - غير از حد - مترتب مىشود . ( 6 )

مسألهء 4 - شهادت فرع در تمام حقوق اللّه غير از حد قبول است

، مانند زكات و خمس و اوقاف مسجدها و جهات عام بلكه و ماهها هم . ( 7 )

مسألهء 5 - شهادت فرع فرع

، مانند شهادت بر شهادت بر شهادت و هكذا ، قبول نيست . ( 8 )

مسألهء 6 - در شهادت بر شهادت ، آنچه كه در شهادت اصل از عدد و اوصاف معتبر است در شهادت فرع هم معتبر مىباشد ؛

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 163 | السيد الخميني / اسلامى