تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
( 1 )

كتاب شهادات

( 2 )

صفات شهود

( 3 ) و آنها چند امر است : ( 4 ) اول - بلوغ است ؛ پس شهادت بچه غير مميّز مطلقا و همچنين شهادت بچّهء مميّز در غير قتل و جرح و همچنين شهادت او در آنها در صورتى كه به ده سال نرسد ، اعتبار ندارد . و اما اگر به سنّ ده سال برسد و به جرح و قتل شهادت بدهد ، در آن تردد است . ولى اشكالى در عدم اعتبار شهادت دختر بچه مطلقا نيست . ( 5 ) دوم - عقل است ؛ پس شهادت ديوانه حتى ادوارى او در حال ديوانگى قبول نمىشود . و امّا در حال عقل و سلامتش از او قبول مىشود در صورتى كه حاكم از راه آزمايش و امتحان به حضور ذهن و كمال هوش او علم پيدا كند و گرنه قبول نمىشود . و كسى كه سهو يا نسيان يا غفلت بر او غالب است يا داراى ابلهى است ، در عدم قبول شهادتش ، به ديوانه ملحق مىباشد . و در مثل اين ، بر حاكم واجب است كه استظهار نمايد تا آنچه را كه آنها به آن شهادت داده‌اند تثبيت نمايد ؛ پس لازم است كه از شهادت آنها اعراض شود مگر در امور واضحى كه مىداند آنها در تحمل و نقل آنها سهو و فراموشى و اشتباه نكرده‌اند . ( 6 ) سوم - ايمان است ؛ پس شهادت غير مؤمن - تا چه رسد به غير مسلمان - مطلقا بر مؤمن يا غير او يا براى هر دوى آنها قبول نمىشود ؛ البته شهادت ذمى كه در دينش عادل است در وصيت مالى قبول مىشود ، در صورتى كه مسلمان عادلى نباشد كه به آن شهادت دهد . و معتبر نيست كه موصى در غربت باشد ؛ پس اگر در وطنش باشد و مسلمان عادلى پيدا نشود شهادت ذمى در آن وصيت قبول مىشود . و فاسق از اهل ايمان به ذمى ملحق نمىشود . و آيا مسلمان غير مؤمن در صورتى كه در مذهبش عادل باشد به او ملحق مىشود ؟ اين بعيد نيست . و شهادت مؤمن جامع