تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
« مدعى به » را از من گرفته يا به من بخشيده يا به من فروخته يا مصالحه كرده است و مانند اينها دعوى انقلاب پيدا مىكند و مدعى عليه ، مدعى ، و مدعى منكر مىشود و كلام در اين دعوى طبق گذشته است . ( 1 )

احكام قسم

( 2 )

مسألهء 1 - قسم صحيح نمىگردد و اثرى از اسقاط حق يا اثبات آن بر آن مترتب نمىشود مگر اينكه به خداى متعال يا به نامهاى مختص او مانند [ باشد ]

« رحمان » و « قديم » و « اوّلى كه قبل از او چيزى نبوده است » باشد . و همچنين است اوصافى كه مشترك است ولى به خداى متعال انصراف دارند مانند « رازق » و « خالق » بلكه اوصافى كه انصراف به او هم ندارند در صورتى كه چيزى ضميمهء آنها شود كه آنها را مختص خداى متعال قرار بدهد . و احوط آن است كه به اخيرى اكتفا نشود . و احوط از آن اين است كه به غير لفظ جلاله ، اكتفا نشود . و قسم به غير خداى متعال مانند انبيا و اوصيا و كتب نازل شده و اماكن مقدسه ، مانند كعبه و غير اينها صحيح نمىباشد . ( 3 )

مسألهء 2 - در لزوم قسم به خدا بين اينكه قسم‌خورنده و قسم دهنده مسلمان باشند يا كافر يا مختلف باشند ، بلكه بين اينكه كافر از كسانى باشد كه به خدا معتقد باشد يا او را انكار كند ، فرقى نيست .

و در قسم دادن مجوس ضميمه نمودن قول او : « خالق النّور و الظلمه » به « اللّه » واجب نيست . و اگر حاكم ببيند كه قسم دادن ذمّى به آنچه كه دينش آن را اقتضا مىكند ، رادع‌تر است آيا اكتفا به آن مانند قسم دادن به توراتى كه بر حضرت موسى ( عليه السّلام ) نازل شده جايز است ؟ بعضى گفته‌اند : بلى . ولى اشبه عدم صحت آن است . و ضميمه نمودن آنچه ذكر شد به اسم خدا ، در صورتى كه چيز باطلى نباشد ، اشكالى ندارد . ( 4 )

مسألهء 3 - اثرى بر قسم به غير خداى تعالى مترتب نمىشود

اگر چه متخاصمين به قسم به غير خدا راضى باشند . كما اينكه ضميمه نمودن غير اسم خدا به خدا ، اثرى ندارد ؛ پس اگر به خدا قسم بخورد كفايت مىكند - ساير صفات را به او ضميمه بكند يا نه - ، همانطورى كه يكى از نامهاى اختصاصى او ، كفايت مىكند چيز ديگرى به آن ضميمه بكند يا نه . ( 5 )

مسألهء 4 - اشكالى در مترتب نشدن اثر بر قسم به غير خداى تعالى نيست .

پس آيا قسم به غير