( 1 )
مسألهء 5 - ثبوت حق به شاهد و قسم در جايى است كه اثبات آن به بيّنه ممكن نباشد .
و در صورتى كه اثبات آن به بينه ممكن باشد بنابر احوط به آنها ثابت نمىشود .
( 2 )
مسألهء 6 - اگر شاهد شهادت بدهد و مدعى قسم بخورد و حاكم به آنها حكم نمايد
سپس شاهد رجوع نمايد نصف مال را ضامن است .
( 3 )
سكوت
يا جواب به قولش : « نمىدانم » يا « نيست برايم » يا غير اينها .
( 4 )
مسألهء 1 - اگر مدعى عليه بعد از مطالبهء جواب از او ، ساكت شود
، پس اگر به جهت عذرى مانند كرى يا لالى يا نفهميدن زبان يا به خاطر اضطراب و وحشت باشد ، حاكم عذر او را با آنچه كه مناسب است بر طرف مىكند .
و اگر سكوت او به جهت عذرى نباشد بلكه از روى كلهشقى و لجاجت باشد ، حاكم او را با لطف و مدارا سپس با غليظى و شدت ، امر به جواب دادن مىكند ، پس اگر بر سكوت اصرار نمود .
احوط آن است كه حاكم به او بگويد : « جواب بده و گرنه تو را نكولكننده حساب مىكنم » ؛ و بهتر است كه سه مرتبه تكرار نمايد سپس اگر اصرار ورزيد حاكم قسم را بر مدعى ردّ كند ، پس اگر مدعى قسم بخورد حقش ثابت مىشود .
( 5 )
مسألهء 2 - اگر به جهت عذرى مانند كرى و لالى يا ندانستن زبان ساكت شود
در فهميدن جواب او به اشارهاى كه بفهماند يا مترجم توسل پيدا مىشود و مترجم بايد دو نفر عادل باشند و يك عادل كافى نيست .
( 6 )
مسألهء 3 - اگر ادعاى عذر نمايد و در تأخير آن مهلت بخواهد
حاكم طبق آنچه كه مصلحت مىبيند به او مهلت مىدهد .
( 7 )
مسألهء 4 - اگر مدعى عليه به قولش : « نمىدانم » جواب او را بدهد ، چنانچه مدعى او را تصديق نمايد آيا دعوايش در صورت نداشتن بيّنه بر آن ساقط مىشود ؟
يا مدعى عليه مكلف مىشود كه قسم را بر مدعى برگرداند ؟ يا حاكم قسم را بر مدعى برمىگرداند ، پس اگر قسم بخورد حقش ثابت مىشود و اگر نكول كند ساقط مىگردد ؟ يا دعوى توقف پيدا مىكند و