تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
( 1 )

مسألهء 20 - اگر بينهء جرح و تعديل متعارض باشند

، به اينكه يكى از آنها بگويد : « او عادل است » و ديگرى بگويد : « او فاسق است » ، يا يكى از آنها بگويد : « در چنين روزى در فلان‌جا شراب مىخورد » و ديگرى بگويد « او در چنين روزى در غير آنجا بود » هر دو ساقط مىشوند ؛ پس بر منكر است كه قسم بخورد . ولى اگر داراى حالت سابقى از عدالت يا فسق بود به همان عمل مىشود ؛ پس اگر قبلا عادل بوده بر طبق شهادت حكم مىشود و اگر قبلا داراى فسق بوده ردّ مىشود و قسم بر منكر است . ( 2 )

مسألهء 21 - در شهادت به عدالت ، علم به آن ، يا به شياع يا به معاشرت مستمرى كه موجب اطلاع بر باطن گردد معتبر است .

و حسن ظاهر در شهادت كفايت نمىكند و لو اينكه مفيد ظن باشد . و نيز اعتماد بر بيّنه يا استصحاب كافى نمىباشد . و همچنين در شهادت به جرح ، حتما بايد علم به فسق او باشد و شهادت بر آن به اعتماد بر بيّنه يا استصحاب كفايت نمىكند . البته ثبوت تعبدى مانند ثبوت آن به بيّنه يا استصحاب يا حسن ظاهر براى ترتيب آثار جايز است . پس براى حاكم جايز است حكم نمايد به اعتماد بر شهادت كسى كه عدالتش ثابت شود به استصحاب يا به حسن ظاهرى كه كاشف است تعبدا يا به بيّنه . ( 3 )

مسألهء 22 - اگر هر دو شاهد به حسن ظاهر او شهادت دهند ظاهر آن است كه به شهادت او حكم جايز است

بعد از آنكه حسن ظاهر تعبّدا كاشف از عدالت مىباشد . ( 4 )

مسألهء 23 - شهادت به جرح ، به مجرد مشاهده ارتكاب گناه كبيره مادامىكه نداند به صورت معصيت است و همچنين نداند كه داراى عذر نيست ، جايز نمىباشد

؛ پس اگر احتمال بدهد كه به جهت عذرى ، مرتكب آن شده ، جرح او جايز نيست و لو اينكه برايش به قرائنى كه مفيد ظن باشد ، ظن به آن حاصل شود . ( 5 )

مسألهء 24 - اگر مدعى عليه به شهادت دو فاسق يا يك عادل راضى باشد ، براى حاكم ، حكم به آن جايز نيست

؛ و اگر حكم نمايد اثر بر آن مترتب نمىشود . ( 6 )

مسألهء 25 - براى حاكم جايز نيست كه به شهادت دو شاهدى كه عدالتشان نزد او احراز نشده حكم نمايد

و لو اينكه مدعى عليه به عدالت آنها اعتراف نمايد ليكن آنها را در شهادت ، داراى اشتباه بداند . ( 7 )

مسألهء 26 - اگر جارح و معدل تعارض نمايند هر دو ساقط مىشوند

اگر چه شهود يكى از آنها