تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( 1 )

مسألهء 15 - اگر حاكم حال آنها را نداند واجب است كه براى مدعى بيان كند

كه حق دارد آنها را به شهود تزكيه نمايد - اگر مدعى آن را نداند - ؛ پس اگر به بيّنه مقبوله آنها را تزكيه نمود واجب است كه براى مدعى عليه بيان كند كه حق جرح را دارد - اگر مدّعى عليه جاهل به آن باشد - پس اگر مدعى عليه اعتراف كند كه جرحى ندارد بر او حكم مىشود . و اگر بينه مقبوله را بر جرح اقامه نمود بينه مدعى ساقط مىشود . ( 2 )

مسألهء 16 - در صورت جهل حاكم و مطالبهء او از مدعى تزكيهء آنها را اگر بگويد : « من راهى ندارم »

يا بگويد : « انجام نمىدهم » يا « براى من سخت است » و از حاكم بخواهد كه فحص نمايد بر او واجب نمىباشد ؛ اگر چه حق فحص را دارد ، بلكه رجحان دارد . و اگر از مدعى عليه طلب بينهء مقبوله در جرح آن نمايد و او انجام ندهد و بگويد : « راهى ندارم » يا « براى من سخت است » فحص بر او واجب نيست ، و طبق بينه حكم مىكند . و اگر براى احضار جارح از او مهلت بخواهد آيا واجب است به او سه روز مهلت بدهد ، يا به اندازهء مدتى كه بتواند در آن احضار نمايد ، يا واجب نيست و حق حكم دارد ، يا بر او واجب است كه حكم نمايد پس اگر جارح آورد ، آن را نقض مىنمايد ؟ چند وجه دارد كه بعيد نيست مهلت دادن به او به مقدار متعارف واجب باشد . و اگر احضار آن را در مدت طولانى ادعا نمايد طبق بينه حكم مىكند . ( 3 )

مسألهء 17 - اگر بينه را بر حقش اقامه نمايد و حاكم ، عدالت آنها را نداند ، پس مدعى التماس كند كه مدعى عليه را حبس نمايد تا عدالت آنها ثابت شود بعضى گفته‌اند : زندانى نمودن او جايز است .

ولى بنابر اقوى جايز نيست ؛ بلكه مطالبهء كفيل از او و همچنين تأمين « مدعى به » يا رهن در مقابل مدعى به ، جايز نيست . ( 4 )

مسألهء 18 - اگر فسق دو شاهد يا يكى از آنها در حال شهادت ، معلوم شود حكم نقض مىشود .

و اگر بعد از حكم فسق پيدا شود ، نقض نمىشود . و همچنين است بنابر اشبه اگر فسق آنها بعد از شهادت و قبل از حكم معلوم شود . ( 5 )

مسألهء 19 - ظاهر آن است كه جرح و تعديل ، به طور مطلق كفايت مىكند

و ذكر سبب در آنها - با علم به اسباب و موافقت مذهب او با مذهب حاكم - معتبر نيست ؛ بلكه كفايت آن بعيد نيست ، مگر اينكه علم به اختلاف مذهبشان باشد . و هر لفظى كه دلالت بر شهادت به آنها نمايد در آنها كفايت مىكند ؛ و ضميمه كردن مانند اينكه او مقبول الشهادة است يا براى من و بر من مقبول الشهادة است و مانند اينها در تعديل و همچنين ضميمه كردن كلماتى مقابل آنچه ذكر شد در جرح شرط نيست .