تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
نيست و اگر بگويد مثلا : « وكالت دادم به تو كه ديگرى را وكيل نمايى » اين اذن است در توكيل ديگرى از طرف موكل ، و ظاهرا چنين است در صورتى كه بگويد : « ديگرى را وكيل نما » اگر چه خالى از تأمّل نيست . ( 1 )

مسألهء 20 - اگر وكيل دوم ، وكيل از طرف موكل باشد در عرض وكيل اول مىشود

( وكيل دوم از حيث وكالت با وكيل اوّل يكسان مىشود ) ، پس وكيل اول حق ندارد او را عزل نمايد و با عزل شدن اولى ( دومى ) عزل نمىشود بلكه اگر وكيل اول بميرد وكالت دومى به حالش باقى مىماند . ولى اگر وكيل دوم از طرف اولى وكيل باشد ( وكيل اول ) حق دارد او را عزل كند و وكالتش تابع وكالت اولى است پس به عزل شدن اولى يا به مرگ او ، ( دومى نيز ) عزل مىشود . و بعيد نيست كه موكل حق داشته باشد كه بدون آنكه اولى را عزل كند ، دومى را عزل نمايد . ( 2 )

مسألهء 21 - جايز است كه دو نفر و بيشتر در يك چيز از يك نفر وكيل شوند

؛ پس اگر موكل صريحا آنها را منفردا وكيل نمايد يا كلام موكل ظهور عرفى در انفراد داشته باشد كه بايد متابعت شود ، براى هر كدام از آنها جايز است كه در تصرف مستقلا و بدون مراجعه به ديگرى عمل نمايند . و گرنه براى هيچ يك از آنها انفراد در عمل مورد وكالت جايز نيست و لو اينكه ديگرى غايب يا عاجز باشد - چه به انضمام و اجتماع تصريح كرده باشد يا مطلق گذاشته باشد به اينكه مثلا بگويد : « وكالت دادم به شما » يا « شما دو وكيل من هستيد » و مانند اينها - و اگر يكى از آنها بميرد وكالت به طور كلى در صورتى كه اجتماع را شرط كرده يا اطلاقى باشد كه به حكم شرط اجتماع باشد ، باطل مىشود و وكالت شخص باقى مانده - اگر منفردا وكيل شده - باقى مىماند . ( 3 )

مسألهء 22 - عقد وكالت از دو طرف جايز است

؛ پس وكيل حق دارد خود را در حضور موكل يا در غياب او ، عزل نمايد . و همچنين موكل حق دارد او را عزل نمايد ؛ ليكن عزل شدن او به عزل كردن موكل ، مشروط است كه به وكيل برسد ، پس اگر عزل وكيل را انشا كند ولى وكيل اطلاعى از آن نداشته باشد عزل نمىشود . بنابراين ، اگر وكيل انجام دهد امرى را كه مورد وكالت بوده قبل از آنكه خبر عزلش را بشنود و لو به خبر دادن موثقى ، نافذ مىباشد . ( 4 )

مسألهء 23 - وكالت به مرگ وكيل و همچنين موكل باطل مىشود

اگر چه وكيل مرگ او را نداند . و بنابر اقوى به پيدا شدن ديوانگى مستمر و بنابر احتياط در غير چنين ديوانگى ( مثلا ادوارى ) و بنابر احتياط به بيهوشى هر يك از اينها و به تلف شدن آنچه وكالت به آن تعلق گرفته است و به انجام دادن موكل و لو به واسطهء آنچه را كه مورد وكالت است باطل مىشود ؛ كما اينكه به او وكالت بدهد كه سلعه‌اش را بفروشد ، سپس خودش آن را به فروش برساند يا كارى انجام دهد كه با وكالت منافات داشته باشد ، مثل اينكه او را در فروش چيزى وكيل نمايد سپس
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 77 | السيد الخميني / اسلامى