تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
خودش آن را وقف نمايد . ( 1 )

مسألهء 24 - براى هر يك از « مدعى » و « مدّعى عليه » ، توكيل در خصومت و مرافعه جايز است

بلكه براى صاحبان مروّت از اهل شرف و منصب‌هاى بزرگ مكروه است كه خودشان متولى منازعه و مرافعه شوند - خصوصا در صورتى كه طرف ، بد زبان باشد - و رضايت طرف معتبر نيست ، پس حق ندارد از خصومت وكيل خوددارى كند . ( 2 )

مسألهء 25 - وظيفه وكيل مدعى اين است كه نزد حاكم بر مدعى عليه تشريح دعوى نموده و اقامه بيّنه بر اثبات دعوى نمايد

و تعديل آن كند و منكر را قسم دهد و طلب حكم بر خصم نمايد . و خلاصه هر چيزى كه وسيلهء اثبات دعوى است انجام دهد و وظيفهء وكيل مدعى عليه اين است كه دعوى را انكار نموده و شهود را مورد طعن و خدشه قرار دهد و اقامه بيّنه جرح و مطالبهء حاكم به شنيدن آن و حكم به آن نمايد . و خلاصه بايد تا جايى كه ممكن است در دفع دعوى كوشش كند . ( 3 )

مسألهء 26 - اگر مثلا منكر دين ، در اثناى دفاعيات وكيل ، از طرف او ادعا كند كه دين را ادا كرده و يا طلبكار او را ابراء نموده است

، منكر در اين مرافعه قلب به مدعى مىشود و وظيفه وكيلش اين مىشود كه بر اين ادعا اقامهء بيّنه نمايد و غير آن از چيزهايى كه وظيفه مدعى است و وظيفه خصمش ، انكار آن مىشود و چيزهايى كه وظيفه مدّعى عليه است . ( 4 )

مسألهء 27 - در خصومت ، اقرار وكيل بر عليه موكلش قبول نمىشود

؛ پس اگر وكيل مدعى اقرار كند به قبض يا ابراء يا قبول حواله يا مصالحه يا اينكه حق داراى مدّت است يا بيّنه فاسق است ، يا وكيل مدعى عليه اقرار به حق براى مدعى بنمايد ، قبول نمىشود و خصومت به حال خودش باقى است - چه در مجلس حكم اقرار كند يا در غير آن - و با اين اقرار عزل مىشود و وكالتش باطل مىشود ؛ زيرا به گمان وكيل بعد از اين اقرار ، او در خصومت ظالم است . ( 5 )

مسألهء 28 - كسى كه وكيل در خصومت است اختيار صلح از حق يا ابراى از آن را ندارد

مگر اينكه به خصوص در اين هم وكيل باشد . ( 6 )

مسألهء 29 - جايز است كه دو نفر و بيشتر را در خصومت ، وكيل نمايد

مانند ساير امور ؛ پس اگر به استقلال هر يك از آنها تصريح نكرده باشد و در كلام او ظهورى براى آن نباشد هيچ‌كدام آنها در عمل مستقل نيستند بلكه با هم مشاورت كرده و همديگر را روشن و آگاه مىنمايند و در آنچه كه به آنها سپرده شده همديگر را تقويت و كمك مىنمايند . ( 7 )

مسألهء 30 - اگر مردى در حضور حاكم ، كسى را در خصومات و استيفاى حقوقش به طور كلى يا در يك خصومت مشخصى وكيل نمايد

سپس وكيل خصمى را براى موكّلش نزد حاكم