( 1 )
مسألهء 4 - حكم ايلاء يا طلاق بائن از بين مىرود ، اگر چه در عده او را عقد نمايد به خلاف رجعى
؛ زيرا اگر چه به وسيله آن از حقش خارج مىشود پس حق مطالبه و بردن مرافعه نزد حاكم را ندارد ليكن حكم ايلاء بر طرف نمىشود مگر اينكه عدهاش منقضى شده باشد . پس اگر در عده به زن رجوع كند به حكم اول برمىگردد پس مىتواند مطالبهء حقش و مرافعه را داشته باشد .
( 2 )
مسألهء 5 - هر وقتى كه شوهر بعد از ايلاء ، زن را وطى كند كفاره بر او لازم مىشود
چه در مدّت تربص باشد يا بعد از آن يا قبل از آن ؛ زيرا او در هر حال مخالفت قسم نموده اگر چه اين مخالفت برايش جايز بوده است بلكه بعد از انقضاى مدت و مطالبهء زن و امر كردن حاكم به او كه اختيار كند واجب مىشود . و به همين ، امتياز پيدا مىكند اين قسم از ساير قسمها كما اينكه از غير آن امتياز پيدا مىكند ، به اينكه آنچه كه در غير آن معتبر است در اين قسم معتبر نيست از اينكه متعلقش مباح باشد كه دو طرفش مساوى باشند يا از نظر دين و دنيا راجح باشد .