( 1 )
مسألهء 13 - بنابراين كه مسمّاى طهر در طهر اول و لو اينكه يك لحظه باشد و امكان اينكه زن در يك ماه بيشتر از يك مرتبه حيض مىبيند ، كفايت مىكند
، پس كمترين زمانى كه امكان دارد كه عده زن حرّه منقضى شود بيست و شش روز و دو لحظه است ، به اينكه طهر اولش يك لحظه است سپس سه روز حيض مىبيند و پس از آن كمترين طهر را كه ده روز است مىبيند سپس سه روز حيض مىبيند سپس كمترين طهر را كه ده روز است مىبيند سپس حايض مىشود پس به مجرّد ديدن يك لحظه از اول خون آخرى ، عدهاش منقضى مىشود و اين يك لحظهء آخرى از عده خارج است و بر آن تمام بودن طهر سوم توقف دارد ؛ اين در زن حرّه است . و امّا در امه ، پس كمترين زمانى كه انقضاى عدهاش در آن امكان دارد سيزده روز و دو لحظه است .
( 2 )
مسألهء 14 - عده متعه در زن حامله وضع حمل او است و در زن غير حامله اگر حيض مىبيند دو قرء مىباشد
و منظور از دو قرء در اينجا بنابر اقوى دو حيض مىباشد . و اگر حيض نمىبيند و حال آنكه در سنّ زنى است كه حيض مىبيند پس چهل و پنج روز است . و منظور از دو حيض دو حيض كامل مىباشد .
پس اگر مدتش را ببخشد يا در اثناى حيض منقضى شود بقيهء آن حيض از دو حيض حساب نمىشود .
( 3 )
مسألهء 15 - معيار در ماهها ، ماههاى قمرى است
، پس اگر طلاق در اول رؤيت هلال واقع شود اشكالى نيست و اگر در اثناى ماه واقع شود در آن اختلاف و اشكال است و شايد اقوى در نظر اين باشد كه دو ماه وسطى هلالى قرار داده شوند و اولى از چهارمى به اندازهاى كه از آن فوت شده تكميل شود .
( 4 )
مسألهء 16 - اگر در انقضاى عده و عدم آن اختلاف نمايند قول زن با قسمش مقدم مىشود
چه انقضاى آن را ادعا كند يا عدم آن را . و چه عدهاش به قرءها باشد يا به ماهها .
( 5 )
عدّهء وفات
( 6 )
مسألهء 1 - عده زنى كه شوهرش فوت كرده در صورتى كه غير حامله باشد چهار ماه و ده روز است
صغيره باشد يا كبيره ، يائسه باشد يا غير آن ، به او دخول شده باشد يا نه ، دائمى باشد يا منقطعه ، از صاحبان قرءها باشد يا نه . و اگر حامله باشد دورترين آنها از وضع حمل و مدت چهار ماه و ده روز است .