تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
( 1 )

مسألهء 8 - اگر پدر زن را در مهر شريك نمايد ، به اينكه براى زن مهر و براى پدرش چيز معينى ناميده شود آنچه كه براى زن مهر ناميده شده تعيين مىگردد

و آنچه كه براى پدرش ناميده شده ساقط مىشود ؛ پس پدر چيزى را مستحق نمىباشد . ( 2 )

مسألهء 9 - آنچه كه در بعضى از شهرها متعارف شده كه بعضى از فاميلهاى دختر مانند پدر و مادرش ، چيزى از شوهر مىگيرد و در زبان بعضى به « شير بهاء » و در زبان بعضى ديگر به چيز ديگر ناميده مىشود

، به عنوان مهر و جزو مهر نمىباشد بلكه چيز زيادتر از مهر است كه گرفته مىشود و حكم آن اين است كه اگر دادن و گرفتن آن به عنوان جعاله براى عمل مباحى است ، در جواز و حلال بودن آن اشكالى نيست بلكه در استحقاق عامل بر آن و قدرت نداشتن شوهر بر برگرداندن آن بعد از دادنش ، اشكالى نمىباشد . و اگر به عنوان جعاله نباشد پس اگر شوهر به طيب نفس به نزديكان دختر مىدهد اگر چه به خاطر جلب خاطر او و جلب محبت او و راضى نمودن او باشد چون‌كه رضايت او ذاتا مقصود است يا آنكه رضايت دختر بستگى به رضايت او دارد پس به ملاحظه اين جهات شوهر به طيب خاطر ، آن مال را بذل مىنمايد ، ظاهر آن است كه گرفتن آن جايز است ليكن براى شوهر مادامىكه آن مال موجود است ، جايز است كه آن را برگرداند . و اما با عدم رضايت شوهر و دادن آن فقط به اين جهت كه دختر را خلاص نمايد ؛ زيرا نزديكان دختر مانع راه افتادن امر مىباشند با اينكه دختر به آنچه كه زوج از مهر بذل مىنمايد ، راضى به ازدواج است ، گرفتن و خوردن آن حرام است و براى شوهر جايز است كه در آن رجوع كند اگر چه تلف شده باشد . ( 3 )

مسألهء 10 - اگر عقد بدون مهر واقع شود جايز است كه بعد از آن به چيزى راضى شوند چه به اندازهء مهر المثل يا كمتر از آن يا بيشتر از آن باشد

و همين ، بعنوان مهر تعيين مىشود . و مانند اين است كه در عقد ذكر شده است . ( 4 )

مسألهء 11 - جايز است كه همهء مهر به طور حالّ - يعنى بودن مدت - و به طور مدت دار قرار داده شود

، و اينكه قسمتى از آن حالّ و قسمتى ديگر به طور مدت دار معين شود . و زوجه حق دارد كه در هر حالى مهر حالّ را مطالبه نمايد به شرطى كه شوهر قدرت داشته باشد و دستش باز باشد بلكه زن مىتواند كه خود را تمكين و تسليم نكند تا آنكه مهر حالّش را بگيرد - چه زوج دستش باز و داراى ثروت باشد يا دستش بسته و خالى از مال باشد - البته زن در جايى كه همهء مهر يا بعضى از آن با مدّت است و قسمت حالّ آن را گرفته است ، حق خوددارى از تمكين را ندارد . ( 5 )

مسألهء 12 - ذكر مهر در عقد فى الجمله ، و تقدير و تعيين آن به يكى از دو زوج ، جايز است

، به اينكه زوجه مىگويد مثلا « زوجتك على ما تحكم - او احكم - من المهر » پس بگويد « قبلت » ؛