دخول ، مستحق مهر المثل مىشود ، البته در موردى كه شوهر غير مسلمان باشد ، تفصيل است .
( 1 )
مسألهء 3 - مهر بايد طورى تعيين شود كه آن را از ابهام خارج كند .
پس اگر يكى از اين دو را ، يا خياطى يكى از دو لباس را مثلا مهر قرار دهد ، مهر باطل مىشود - نه عقد - و براى زن با دخول به او ، مهر المثل است ، البته تعيينى كه در بيع و مانند آن از معاوضات معتبر است ، در مهر معتبر نمىباشد .
پس مشاهده چيز حاضر كفايت مىكند اگر چه كيل يا وزن يا شمردن يا ذرع آن را نداند مانند يك كپّه گندم و يك تكه طلا و يك توپ از لباس كه مشاهده شده است و يك صبره حاضر از گردو و امثال اينها .
( 2 )
مسألهء 4 - ذكر مهر در صحت عقد دائم شرط نيست .
پس اگر او را عقد كند و اصلا مهرى برايش ذكر نكند عقد صحيح است بلكه اگر تصريح به عدم مهر كند صحيح است و به اين ، يعنى به واقع ساختن عقد بدون مهر « تفويض بضع » گفته مىشود و به زنى كه مهرى در عقدش ذكر نشده ، « مفوضهء بضع » گفته مىشود .
( 3 )
مسألهء 5 - اگر عقد بدون مهر واقع شود زن قبل از دخول چيزى را مستحق نمىشود
مگر اينكه او را طلاق دهد ؛ پس زن استحقاق دارد كه مرد به حسب حالش از غنا و فقر و باز بودن دست و تهى بودن آن ، چيزى را از دينار يا درهم يا لباس يا چارپا يا غير اينها به او بدهد و به اين چيز ، « متعه » گفته مىشود . و اگر عقد قبل از دخول به چيزى غير از طلاق فسخ شود ، مستحق چيزى نمىباشد . و همچنين است اگر يكى از آنها قبل از دخول بميرد و امّا اگر به او دخول نموده باشد به سبب آن مستحق مهر امثال خودش مىباشد .
( 4 )
مسألهء 6 - احوط در مهر المثل در اينجا ، در موردى كه از مهر السنه بيشتر است ، مصالحه است
و در غير اين مورد از آنچه كه ما به مهر المثل حكم مىكنيم ، احوط ملاحظهء حال زن و صفات او از سن و بكارت و نجابت و عفت و عقل و ادب و شرف و جمال و كمال و اضداد اينها است ، بلكه هر چه كه عرفا و به طور عادى در بالا بردن مهر و نقصان مؤثر است ، ملاحظه شود ، پس خويشان و فاميل و شهر آن زن و غير اينها هم ملاحظه شوند .
( 5 )
مسألهء 7 - اگر چيزى را كه كسى مالكش نمىشود مهر قرار دهد مانند شخص حرّ ، يا چيزى را كه مسلمان مالكش نمىشود مانند شراب و خوك ، عقد صحيح است
ولى مهر باطل است و زن به دخول به او مستحق مهر المثل مىشود . و همچنين است حال در موردى كه چيزى مهر قرار داده شود به اين اعتقاد كه سركه است سپس معلوم شود كه شراب است . يا مال ديگرى مهر قرار داده شود به اعتقاد اينكه مال خودش است آنگاه خلاف آن معلوم شود .