پيدا شود ؛ ليكن به شرطى كه وطى او و لو يك مرتبه حتى در دبر از او واقع نشده باشد . ولى اگر با او نزديكى كند و پس از آن عنن پيدا شود به طورى كه به طور كلى بر مقاربت قدرت نداشته باشد خيار فسخى براى زن نيست .
( 1 ) و آنچه كه اختصاص به زن دارد شش تا است : « برص » و « جذام » و « افضاء » - در گذشته تفسير آن گذشت - و « قرن » و به آن « عفل » گفته مىشود و آن گوشت يا غدّه يا استخوانى است كه در دهانه رحم روييده مىشود و مانع وطى مىباشد بلكه بنابر اظهر اگر مانع هم نباشد در صورتى كه موجب تنفر و گرفتگى باشد . و « فلج آشكار » ، اگر چه به حدّ زمينگيرى و بيمارى كهنه و مزمن نرسيده باشد بنابر اظهر . و كورى كه رفتن بينايى از هر دو چشم باشد اگر چه هر دو باز باشند . ولى يك چشمى و عشاء - مرضى است كه در چشم است و مانع ديدن در شب مىشود ولى روز مىبيند - اعتبار ندارد و « عمش » هم - كه ضعف ديد است و در غالب اوقات ، اشكش جارى است - معتبر نمىباشد .
( 2 )
مسألهء 1 - وقتى عقد با عيبهاى زن فسخ مىشود كه معلوم شود قبل از عقد وجود داشتهاند
و اما آنچه كه بعد از عقد پيدا مىشود اعتبار ندارد ، چه قبل از وطى باشد يا بعد از آن .
( 3 )
مسألهء 2 - « عقم » ( عقيمى و بچه دار نشدن ) از عيوب موجب خيار فسخ نمىباشد
، نه از طرف مرد و نه از طرف زن .
( 4 )
مسألهء 3 - « حذام » و « برص » از عيوب مرد كه موجب خيار فسخ براى زن شود بنابر اقوى نمىباشند .
( 5 )
مسألهء 4 - خيار فسخ در هر يك از مرد و زن ، فورى است
؛ پس اگر هر يك از آنها عيب را بدانند و مبادرت به فسخ ننمايند عقد لازم مىشود . البته ظاهر آن است كه جهل به خيار فسخ ، بلكه جهل به فوريت آن ، عذر مىباشد ؛ پس در صورت جهل به يكى از آنها - در صورتى كه مبادرت به آن نجويد - ساقط نمىشود .
( 6 )
مسألهء 5 - اگر در عيب اختلاف كردند قول ، قول منكر آن است با قسم
، در صورتى كه مدعى عيب ، بيّنه نداشته باشد . و عيب بنابر اقوى با بيّنه ثابت مىشود حتى عنن ، كما اينكه هر عيبى به اقرار طرفش يا به بينه بر اقرار او ثابت مىشود . و همچنين به قسمى كه بر مدعى رد شده ثابت مىشود و اگر منكر از قسم نكول نمايد و آن را رد نكند حاكم آن را بر مدعى رد مىنمايد ؛ پس اگر قسم بخورد به وسيلهء آن ثابت مىشود . و عيوب باطنى زنها با شهادت چهار زن عادل ثابت مىشود كما اينكه در نظاير آنها چنين است .
( 7 )
مسألهء 6 - اگر عنن مرد ثابت شود چنانچه زن صبر كند حرفى نيست
و اگر زن صبر نكند و