تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
دين يكى از دو نفر مديون و لو براى يكى معين يا بر ضمانت دين يكى از دو نفر طلبكار يك نفر معين صحيح نيست ، ولى اگر دين ، در واقع معين باشد ولى جنس يا مقدار آن معلوم نباشد يا مضمون له يا مضمون عنه در واقع معين باشد و شخص او معلوم نباشد ، بنابر اقوى مخصوصا در دو فرض اخير صحيح است ، پس اگر بگويد : ضمانت كردم آنچه را كه براى فلانى بر فلان كس است و نداند كه يك درهم يا يك دينار است يا يك دينار و يا دو دينار است بنابر اصح صحيح است . و همچنين است اگر بگويد : ضمانت كردم دينى را كه يكى از اين ده نفر بر فلان كس دارد و شخص او را نشناسد سپس طلبكار آن را قبول كند . يا بگويد : ضمانت كردم آنچه را كه فلان كس بر كسى كه بدهكار او است در بين اين جمع و شخص مديون را نشناسد ضمان آن بنابر اقوى صحيح است . ( 1 )

مسألهء 3 - در صورتى كه ضمان با تمام شرائطش تحقّق پيدا كند ، حق از ذمهء مضمون عنه به ذمهء ضامن منتقل مىشود

و ذمهء مضمون عنه تبرئه مىشود ؛ پس اگر مضمون له ذمهء ضامن را ابراء نمايد هر دو ذمه تبرئه مىشوند يكى با ضمانت و ديگرى به تبرئه كردن و اگر ذمه مضمون عنه را ابراء نمايد اين ابراء لغو و بيهوده است . ( 2 )

مسألهء 4 - ضمان از طرف ضامن لازم است

؛ پس او بعد از وقوع ضمانت ، حق فسخ آن را مطلقا ندارد . و همچنين است از طرف مضمون له مگر اينكه ضامن معسر باشد و طلبكار عسرت او را نداند پس حق فسخ و رجوع به حقش بر مضمون عنه را دارد و معيار آن است كه در حال ضمان عسرت داشته باشد ، پس اگر بعد از آن معسر شود خيار فسخ ندارد ؛ كما اينكه اگر در حال ضمانت معسر باشد سپس يسر و گشايشى پيدا كند خيار فسخ براى مضمون له باقى است . ( 3 )

مسألهء 5 - براى هر كدام از ضامن و مضمون له ، بنابر اقوى شرط نمودن خيار جايز است .

( 4 )

مسألهء 6 - ضمانت دين حالّ ، به طور حالّ و داراى مدت ، جايز است .

و همچنين است ضمان دين مدت دار به طور مدت دار و حالّ . و همچنين است ضمان دين مدت دار به بيشتر يا كمتر از مدت آن . ( 5 )

مسألهء 7 - اگر بدون اذن مضمون عنه ، ضامن شود حق رجوع به او را ندارد

و اگر به اذن او باشد حق رجوع به او را دارد - ليكن بعد از پرداخت دين نه به مجرّد ضمانت - و فقط به مقدارى كه پرداخته به او رجوع مىكند ، پس اگر مضمون له با ضامن دين را به قسمتى از آن مصالحه كنند يا او را از بعض آن تبرئه نمايد به مقدارى كه به وسيلهء مصالحه و ابراء از ذمه‌اش ساقط شده رجوع نمىكند .