( 1 )
كتاب ضمان
( 2 ) « ضمان » ، متعهد شدن به مالى است كه در ذمهء شخصى براى ديگرى ثابت است و آن عقديست كه احتياج دارد به ايجاب از ضامن ، ( و ايجاب به هر لفظى است كه عرفا و لو به وسيلهء قرينهاى بر تعهّد مذكور دلالت نمايد مانند « ضامن يا متعهد شدم براى تو دين تو را كه بر فلانى دارى » و مانند اينها ) . و به قبول از كسى كه طلبكار است و برايش ضمانت شده به آنچه كه دلالت بر رضايت به آن نمايد ، احتياج دارد ، و رضايت « مضمون عنه » در آن معتبر نيست .
( 3 )
مسألهء 1 - در هر يك از « ضامن » و « مضمون له » شرط است كه بالغ ، عاقل ، با رشد و با اختيار باشد
و در خصوص مضمون له ، محجور نبودن به علت ورشكستگى شرط است .
( 4 )
مسألهء 2 - در صحت ضمان امورى شرط است :
( 5 ) امر اوّل : منجز بودن عقد ضمان كه آن شرط است بنابر احتياط لازم ، پس اگر بر چيزى معلق كند مثل اينكه بگويد : « من ضامن مىشوم اگر پدرم اذن بدهد » . يا بگويد : « من ضامن مىشوم در صورتى كه مديون تا فلان زمان نپردازد يا در صورتى كه اصلا نپردازد » باطل مىباشد .
( 6 ) امر دوّم : دينى را كه ضامن مىشود در ذمه مضمون عنه ثابت باشد ؛ چه مستقر باشد مانند قرض و ثمن و مثمن در بيعى كه خيار فسخ ندارد ، يا متزلزل باشد مانند يكى از دو عوض در بيعى كه داراى خيار فسخ است ، و مهر قبل از دخول و مانند آن . پس اگر بگويد به فلانى قرض بده يا نسيه به او به فروش و من ضامن هستم ، صحيح نيست .
( 7 ) امر سوّم : دين و مضمون له و مضمون عنه مشخص باشند يعنى ابهام و ترديد نداشته باشند ؛ پس ضمانت يكى از دو دين و لو براى شخص معيّنى بر شخص معينى ، صحيح نيست و ضمانت