و بين اينكه گم شدن آن از ملتقط قبل از تعريف يك سال باشد يا بعد از آن ، فرقى نيست .
( 1 )
مسألهء 17 - اگر لقطه از چيزهايى باشد كه يك سال نمىماند مانند پختنى و خربزه و گوشت و ميوهها و سبزيجات
، جايز است كه آن را با قيمت براى خود بردارد و بخورد و در آن تصرف نمايد يا به ديگرى بفروشد و ثمن آن را براى مالكش حفظ نمايد ، و احوط آن است كه بيع آن با اذن حاكم شرع - در صورت امكان - باشد اگر چه اقوى آن است كه لازم نباشد . و احوط آن است كه تا آخر وقتى كه خوف خراب شدن مىرود نگهدارد بلكه وجوب آن خالى از قوت نيست ؛ و هرطور كه باشد ، تعريف آن ساقط نمىشود . پس خصوصيات و صفات آن را قبل از آنكه آن را بخورد يا بفروشد حفظ مىكند سپس يك سال تعريف مىكند پس اگر صاحبش آمد و او هم آن را فروخته بود ثمنش را به او مىدهد و اگر آن را خورده بود قيمت آن را غرامت مىدهد و اگر نيامد چيزى بر او نيست .
( 2 )
مسألهء 18 - تعريف لقطه در يك سال تحقق پيدا مىكند ، به اينكه در يك سال متوالى يا غير متوالى مشغول معرفى آن باشد
به طورى كه عرفا در فحص از مالك آن ، مسامحه كار و سهل انگار شمرده نشود بلكه او را در اين مدت جستجو كنندهء مالك آن بدانند و اين ، اندازهء معينى ندارد بلكه يك امر عرفى است و تحديد آن به مشهور فقها نسبت داده شده ، به اينكه در هفتهء اول در هر روز يك مرتبه سپس در بقيّهء ماه در هر هفته يك مرتبه و بعد از آن در هر ماه يك مرتبه معرفى نمايد و ظاهرا منظور از اين ترتيب آن است كه كمترين چيزى كه تعريف در يك سال به آن صدق مىكند ، بيان شود و برگشت آن به بيست و اندى مرتبه با اين كيفيّت است . و در آن اشكال است از جهت اينكه در كافى بودن يك مرتبه در هر ماه بعد از ماه اول اشكال است ، و ظاهرا در هر هفته يك مرتبه تا تمام سال باشد كفايت كند . و احوط اين است كه در هفتهء اول هر روز يك مرتبه باشد .
( 3 )
مسألهء 19 - محل معرفى لقطه مجامع عمومى مردم است مانند بازارها و زيارتگاهها و جاى اقامهء جماعات و مجالس عزادارى
و همچنين مساجد در وقتى كه مردم در آن اجتماع دارند ، اگر چه در مسجدها مكروه است ؛ پس سزاوار است كه در وقت داخل شدن مردم به مساجد ، يا وقت خروجشان ، در دربهاى مساجد باشد .
( 4 )
مسألهء 20 - واجب است كه لقطه در جاى برداشتن آن - با احتمال وجود صاحب آن در آنجا - معرفى بشود
در صورتى كه در جاهايى كه داراى اهالى است از شهر يا روستا و مانند اينها پيدا كند . و اگر نتواند كه بماند آن را همراه خود به سفر نبرد بلكه شخص امين مورد اطمينان را نايب