( 1 )
مسألهء 10 - گفته شده : معرفى واجب نيست مگر اينكه قصد داشته باشد كه بعد از معرفى ، آن را تملك نمايد .
و اقوى آن است كه معرفى مطلقا واجب است اگر چه نيّتش تملك يا صدقه دادن يا حفظ آن براى مالكش باشد يا اصلا چيزى را نيت نكند .
( 2 )
مسألهء 11 - مدّت معرفى واجب يك سال كامل است
و متوالى بودن آن شرط نمىباشد پس اگر آن را در سه ماه يك سال طورى معرفى كند كه عرفا گفته شود او در اين مدت ، آن را معرفى نموده است سپس به طور كلى تعريف را ترك كند و پس از آن در سال ديگر ، سه ماه معرفى نمايد و هكذا . . . تا آنكه مقدار يك سال در ضمن چهار سال مثلا ، كامل شود در تحقق تعريف كه شرط جواز تملك و تصدق است كفايت مىكند و آنچه كه بر او واجب بوده ، از او ساقط مىشود اگر چه در تأخير آن تا اين مقدار در صورتى كه بدون عذر باشد ، معصيت كرده است .
( 3 )
مسألهء 12 - در تعريف ، معتبر نيست كه خود ملتقط مباشرت داشته باشد
بلكه جايز است كه ديگرى را مجانا يا به اجرت نايب بگيرد در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه او معرفى مىكند و ظاهر آن است كه اجرت معرفى بر ملتقط است مگر آنكه قصدش اين باشد در دستش باقى بماند و براى مالكش حفظ نمايد پس در اينكه اجرت او بر مالك است يا بر ملتقط ، تردد است و احوط مصالحه است .
( 4 )
مسألهء 13 - اگر قبل از تمام شدن سال بداند كه معرفى فايده ندارد
يا برايش يأس پيدا شده كه مالكش پيدا شود ساقط مىشود و بين دو امر در لقطهء حرم مخيّر است و احوط در لقطهء غير حرم هم همان است .
( 5 )
مسألهء 14 - اگر در اثناى سال ، معرفى آن متعذر شد منتظر بر طرف شدن عذر مىشود
و بعد از بر طرف شدن عذر از سر گرفتن سال بر او واجب نيست بلكه تكميل سال كفايت مىكند .
( 6 )
مسألهء 15 - اگر بعد از تعريف يك سال ، بداند كه اگر بيشتر از يك سال آن را معرفى كند صاحبش را پيدا مىكند
آيا زياد نمودن تعريف تا پيدا كردن صاحب آن واجب است يا نه ؟ دو وجه است احوط آنها اولى است خصوصا اگر بداند كه با زيادى مختصر ، او را پيدا مىكند .
( 7 )
مسألهء 16 - اگر لقطه از ملتقط گم شود و كسى ديگر آن را پيدا كند تعريف بر او واجب نيست
بلكه بر او واجب است كه به ملتقط اول برساند . ولى اگر او را نمىشناسد بر او واجب است كه يك سال تعريف كند و در تعريفش مالك يا ملتقط اول را طلب نمايد . پس هر كدام آنها را پيدا كرد واجب است كه به او بدهد .