باغ شود . و يا به اين است كه مسكن و خانه شود . و يا محل آرميدن گوسفندان و گلهها است . يا براى حاجات ديگر مانند خشك كردن ميوهها است . يا جمع نمودن هيزم يا غير اينها است . پس در صدق احياى موات ، حتما بايد در آن عمل انجام دهد و آن را به حدى برساند كه يكى از عنوانهاى عامر به آن صدق كند به اينكه بر آن مزرعه يا خانه مثلا يا غير اينها عرفا صدق كند . و تحقق اولين مراتب وجود عمارت كفايت مىكند و رسيدن عمارت آن به حدّ كمال معتبر نمىباشد . و قبل از آن كه به اين حد برسد اگر چه در آن انجام داده آنچه را كه انجام داده است ، احيا نمىباشد ؛ بلكه تحجير مىباشد . و تحقيقا گذشت كه تحجير مفيد ملك نيست بلكه فقط مفيد اولويت است .
( 1 )
تكميل
( 2 ) آنچه كه در احيا معتبر است ، به اختلاف عمارتى كه محيى آن را قصد دارد ، مختلف مىباشد ؛ پس آنچه كه در احياى موات جهت مزرعه يا باغ نمودن معتبر است غير آن چيزى است كه در احياى آن جهت مسكن و خانه معتبر مىباشد . و آنچه كه در احياى آن جهت قنات يا چاه معتبر مىباشد غير آن چيزى است كه در احياى آن جهت نهر معتبر است ؛ و هكذا . و در همهء اينها بر طرف كردن امورى كه مانع از آباد كردن است شرط مىباشد . مانند آبهاى غالب يا ماسهها و سنگها يا نى و درختها - اگر نيزار باشد - و غير آن . و هر كدام از اينها به بعضى از امور اختصاص دارند و ما آنها را در ضمن مسائلى بيان مىكنيم .
( 3 )
مسألهء 1 - در احياى موات جهت خانه يا مسكن - بعد از بر طرف كردن موانع اگر باشند - معتبر است كه دور آن طبق عادت آن بلاد ديوارى بكشد
و لو اينكه به چوب يا نى يا آهن يا غير اينها باشد . و سقف بزند و لو قسمتى از آن را از آنچه كه سكونت در آن ممكن شود . و با آن ، نصب درب در آن معتبر نمىباشد . و ديوار كشيدن بدون سقف زدن كفايت نمىكند ؛ البته ديوار كشيدن در احياى آن جهت محل آرميدن گوسفند و غيره ، كفايت مىكند ؛ و همچنين براى آنكه ميوهها را در آن خشك نمايند يا علف و هيزم در آن جمع شود كافى است و اگر در زمين موات ديوارى را به قصد ساختن خانه بنا كند و قبل از آنكه بر آن سقفى بزند قصدش عوض شود و نيّت كند كه حظيرهء ملكش باشد كما اينكه از اول چنين قصدى را بنمايد . و همچنين است ملك او در عكس آن ، به اينكه ديوار آن را به قصد حظيره بكشد سپس تصميم بگيرد كه روى آن را سقف بزند و خانه قرار دهد .
( 4 )