تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
( 1 )

مسألهء 23 - اگر آثار تحجير خود به خود قبل از آنكه تحجيركننده اقدام به آبادى آن بنمايد ، از بين برود حقش باطل مىشود

و موات به همان وضعى كه قبل از تحجير بود ، برمىگردد . و اما اگر به وسيله فعل كسى غير از تحجيركننده از بين برود بعيد نيست كه با نزديك بودن زمان محو آثار ، حقش باقى بماند . و در صورت طولانى بودن مدت آن ظاهر آن است كه مطلقا باطل است بلكه در صورتى كه آثار آن خود به خود از بين رفته باشد ، در صورتى كه به خاطر طول كشيدن مدت تعطيل آن نباشد ، بعيد نيست كه حقش باقى باشد كما اينكه اگر زوال آن به سيل يا مثلا باد حاصل شده باشد . ( 2 )

مسألهء 24 - تحجيركننده حق تعطيل مواتى را كه تحجير نموده ، و اهمال در تعمير آن ندارد

بلكه لازم است كه پشت سر تحجير مشغول آباد كردن آن شود ؛ پس اگر اهمال كند و مدتش طول بكشد و شخصى ديگر بخواهد آن را احيا كند احوط آن است كه امر آن را پيش حاكم شرع - با وجود و بسط يد او - ببرند پس تحجيركننده به يكى از دو امر ملزم مىشود : يا آباد كردن ، يا دست برداشتن از آن تا ديگرى آن را آباد كند ، مگر اينكه عذر موجّهى - مثل اينكه منتظر وقت مناسب آن است يا وسايل آن را اصلاح مىكند يا كارگرها حاضر شوند - ارائه دهد ، پس به او مقدارى كه عذرش به آن مقدار بر طرف مىشود ، مهلت داده مىشود ولى توانا نبودن بر تهيّهء اسباب به خاطر فقر و انتظار بىنيازى كشيدن و توانا شدن ، عذر نمىباشد ؛ مگر با وجود اميد و توقع بر اينكه بواسطهء حاصل شدن اسباب تمكن پيدا شود . پس اگر در فرض گذشته ، مدتى بگذرد و به آباد كردن آن مشغول نشود حقش باطل است و براى ديگرى جايز است كه قيام به عمارت آن نمايد . و اگر حاكم شرعى كه قيام به اين امور كند هم نباشد ، ظاهر آن است كه در صورتى كه در آبادى آن اهمال داشته باشد و مدت اهمال طولانى شود به طورى كه در عرف تعطيل حساب شود حقش ساقط مىشود پس براى ديگرى جايز است كه آن را احيا كند و او حق جلوگيرى او را ندارد . و احوط مراعات حق او است مادامىكه از مدت تعطيل و اهمال او سه سال نگذشته باشد . ( 3 )

مسألهء 25 - ظاهر آن است كه در تملك به احيا ، قصد تملك شرط است

مانند تملك به حيازت ، مثل صيد نمودن و جمع نمودن هيزم و علف و مانند اينها ؛ پس اگر چاهى را در بيابانى به قصد آنكه حاجتش را مادامىكه آنجا هست قضا نمايد ، حفر كند مالك آن نمىشود ، بلكه چيزى براى او نيست ؛ مگر حق اولويت ، مادامىكه اقامت دارد . پس اگر كوچ نمايد اين اولويت از بين مىرود و براى همه مباح مىشود . ( 4 )

مسألهء 26 - احيايى كه مفيد ملك است ، عبارت است از اينكه زمين مرده را زنده نمايد و آن را از صفت خرابى به آبادى درآورد .

و معلوم است كه عمارت زمين يا به اين است كه مزرعه يا