تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
را در تابستان غصب كند و آن را تلف كند و بخواهد كه مثل آن را در زمستان به مالك بدهد يا مشك آبى را در بيابان غصب كند و بخواهد در كنار شط ، مشك آب او را بدهد چنين حقى ندارد و مالك حق دارد كه خوددارى نمايد پس حق دارد كه صبر كند و منتظر زمان يا مكان ديگر بماند و سپس مثل آن را كه داراى قيمت است مطالبه نمايد . و مىتواند كه از غاصب فعلا مطالبهء قيمت آن را بنمايد كما اينكه در صورت متعذر بودن مثل بود . و در اين صورت آيا قيمت در زمان غصب و مكان آن رعايت مىشود ؟ مسأله داراى اشكال است ، احوط آن است كه با مصالحه تخلص پيدا كنند . ( 1 )

مسألهء 30 - اگر مغصوب تلف شود و قيمى باشد - مانند چارپايان و لباسها - قيمت آن را ضامن است .

پس اگر قيمت زمان غصب با قيمت زمان تلف ، متفاوت نباشد اشكالى نيست . ولى اگر متفاوت باشد ، به اينكه قيمت زمان غصب بيشتر از قيمت زمان تلف يا عكس آن ، باشد ، آيا اولى رعايت مىشود يا دومى ؟ در آن دو قول مشهور است و در اينجا وجه ديگرى است و آن مراعات قيمت زمان پرداخت است . و احوط آن است كه در موردى كه بين قيمت زمان غصب تا زمان پرداخت آن ، تفاوت باشد ، با هم راضى شوند ؛ و اين در صورتى است كه تفاوت قيمت از جهت بازار و متفاوت بودن رغبت مردم باشد . و اما اگر از جهت زياد و كم شدن در عين باشد مانند چاقى و لاغرى ، پس در رعايت بالاترين قيمتها و بهترين حالات آن اشكالى نيست . بلكه اگر فرض شود كه قيمت زمان غصب و قيمت زمان تلف از اين جهت متفاوت نباشد ليكن در فاصله اين دو زمان بالا رفته سپس بر طرف شود ، ضامن قيمت بالاترى كه در آن حال پيدا شده ، مىباشد مثل اينكه حيوان در وقت غصب لاغر بوده سپس چاق گردد و پس از آن به لاغرى برگردد و تلف شود پس قيمت در حال چاقى آن را ضامن مىباشد . ( 2 )

مسألهء 31 - اگر به جهت اختلاف مكان ، قيمت مختلف باشد

كما اينكه قيمت مغصوب در بلد غصب ، ده و در بلد تلف به بيست و در بلد دادن آن به سى باشد پس احتياطى كه در مسألهء سابق گذشت ، ترك نشود . ( 3 )

مسألهء 32 - همان طورى كه در تلف شدن مغصوب ، بر غاصب واجب است كه عوض مثلى يا قيمى آن را به مالك بدهد ، همينطور در صورتى كه به طور عادى تسليم آن بر غاصب متعذر شود

، واجب مىباشد ، مثل اينكه دزديده شود يا در جايى دفن نمايد كه به بيرون آوردن آن قدرت نداشته باشد . يا عبد فرار كند . يا چارپا فرارى شود و مانند اينها پس بر غاصب واجب است كه مثل يا قيمت آن را مادامىكه چنين است بپردازد و اين بدل ، « بدل حيلوله » ناميده مىشود و