( 1 )
مسألهء 24 - از چيزهايى كه موجب عروض حرمت بر حيوان حلال بالأصالة مىشود اين است كه بره يا بزغاله يا گوساله از شير خوك بمكد تا قوى شود
و گوشتش برويد و استخوانش محكم گردد ، پس گوشت او و گوشت نسل او و شير هر دو حرام مىشود . و سگ ماده و زن كافر ملحق به خوك نمىشود و در تعميم اين حكم نسبت به آشاميدن شير آن - نه مكيدن - و نسبت به مكيدن شير آن - بعد از آنكه بزرگ شود و از شير گرفته شود - اشكال است اگر چه احوط است . و اگر استخوانش محكم نشده باشد ، گوشتش مكروه است و كراهت آن به استبراء به مدّت هفت روز از بين مىرود به اينكه از تغذيه به شير خوك جلوگيرى شود و علف داده شود در صورتى كه بىنياز از شير باشد . ولى اگر بىنياز از شير نباشد در همان مدت به پستان مثلا گوسفند انداخته مىشود .
( 2 )
مسألهء 25 - اگر حيوان عرق بخورد تا مست شود و در همين حالت كشته شود گوشتش خورده مىشود
- البته احتياطا بعد از شستن آن - ولى آنچه در درون او هست از قبيل رودهها و شكمبه و دل و كبد و غير اينها خورده نمىشود اگر چه شسته شود . و اگر بول بخورد سپس بعد از خوردن آن ، كشته شود ، گوشت بدون شستن حلال است و آنچه را كه در درون دارد بعد از شستن خورده مىشود .
( 3 )
مسألهء 26 - اگر بزغاله يا گوساله از شير زنى بمكد تا از شير گرفته و بزرگ شود ، گوشتش حرام نمىباشد
ليكن مكروه است .
( 4 )
مسألهء 27 - چهارده چيز از حيوان حلال ، حرام مىباشد :
« خون » ، « فضله » ، « سپرز » ، « عورت نرى » ، « فرج - ظاهر و باطن آن - » ، « خايهها » ، « بول دان » ، « زهره دان » ، « نخاع » كه رگ سفيدى است مانند مخ كه در وسط كمر مىباشد و « غذود » دشول كه عبارت از هر گرهاى است در جسد كه گرد است و غالبا به گلوله شباهت دارد و « مشيمه » كه بچه دان است ؛ و واجب است از چيزى كه با بچه دان است و با آن بيرون مىآيد ، احتياط شود ، « علباوان » كه عبارتند از دو عصب پهن و زردى كه از گردن تا دم ، روى كمر كشيده شدهاند ، و « خرزهء دماغ » كه عبارت است از حبّهاى در وسط مغز و به اندازه نخود است كه تا حدودى به رنگ خاكسترى متمايل است و رنگش با رنگ مخ كه در جمجمه است ، مخالف است ، و « حدقه » كه عبارت است از عدسى چشم كه ديدن به وسيله آن صورت مىگيرد ، نه همهء جسم چشم .
( 5 )
مسألهء 28 - حرمت چيزهاى ذكر شده ( در مسأله بالا ) اختصاص به حيوانى دارد كه ذبح و نحر شده است
، بنابراين هيچ يك از آنها از ماهى و ملخ حرام نمىباشد مگر فضله و خون با اشكالى كه در هر دو است .