تمام بقيه بماند . پس اگر بقيه را با شرايط ببرد تذكيه آن مشكل است ؛ پس احتياط ترك نشود .
( 1 )
مسألهء 11 - در تذكيهء به ذبح علاوه بر آنچه كه گذشت ، چند امر شرط است :
( 2 ) اوّل - رو به قبله بودن ذبيحه در حال ذبح است به اينكه جاى بريدن آن و مقاديم بدنش را رو به قبله نمايد ؛ پس اگر اخلال به آن كند چنانچه عمدا و علما باشد حرام مىشود و اگر از روى فراموشى يا نادانى باشد يا در قبله يا در عمل اشتباه كند حرام نمىباشد . و اگر جهت قبله را نداند يا نتواند آن را رو به قبله نمايد ، اين شرط ساقط مىشود . و بنابر اقوى رو به قبله بودن ذابح شرط نيست اگر چه احوط و بهتر است .
( 3 ) دوّم - ذكر خدا نمودن ذابح است ، به اينكه در وقتى كه مشغول به ذبح مىشود يا عرفا متصل به ذبح است يا مختصرى قبل از آن - كه متصل به ذبح است - اسم خدا را بر آن ذكر نمايد ، پس اگر عمدا اخلال به آن نمايد حرام مىشود و اگر از روى فراموشى ذكر ننمايد حرام نمىباشد . و در الحاق جهل به حكم به فراموشى يا به عمد دو قول است كه اظهر آنها دومى است و معتبر است كه ذكر نام خدا را به اين قصد بنمايد ؛ يعنى به عنوان اين كه بر ذبيحه باشد . و اگر نام خدا را به طور اتفاقى به منظور ديگرى ذكر نمايد كفايت نمىكند .
( 4 ) سوّم - پيدا شدن حركتى بعد از تمام شدن ذبح از ذبيحه تا دلالت كند كه ذبح بر زنده واقع شده است و لو اينكه حركت مختصرى باشد مثل اين كه چشمش را باز كند يا گوشش يا دمش را حركت دهد يا پايش را به زمين بزند يا مانند اينها . و با اين علامت ، احتياج به خروج خون معتدل نمىباشد ؛ پس اگر حركت كند و خون بيرون نيايد يا به طور سنگين و قطرهقطره - نه روان و معتدل - بيرون بيايد در تذكيه آن كفايت مىكند ، و در اكتفاى به آن ( خروج خون معتدل ) هم به طورى كه يكى از دو امر : حركت يا بيرون آمدن خون معتدل معتبر باشد ، بين فقهاى متأخرين قول مشهورى است و خالى از وجه نيست ليكن ترك احتياط سزاوار نيست و اين در صورتى است كه زنده بودنش معلوم نباشد و اما اگر زنده بودن آن به خروج اين خون معلوم باشد بدون اشكال اكتفا به آن مىشود .
( 5 )
مسألهء 12 - در حال ذبح در قرار دادن ذبيحه بر زمين كيفيت خاصى معتبر نيست
پس بين اينكه آن را بر طرف راست ، مانند ميّت در حال دفن و ( يا ) اينكه بر طرف چپ قرار دهد فرقى نيست .
( 6 )
مسألهء 13 - در ذكر نام خدا كيفيت مخصوصى و اينكه در ضمن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
باشد معتبر نمىباشد
؛ بلكه معيار صدق ياد نام خدا بر آن است پس كفايت مىكند اينكه بگويد :