تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
( 1 )

مسألهء 20 - اگر شكارچى ، شكارش را رها نمايد چنانچه قصد اعراض آن را ننموده باشد از ملكش خارج نمىشود

و ديگرى آن را شكار كند مالكش نمىشود . ولى اگر قصد اعراض و زوال ملكش از آن بنمايد ظاهرا مانند مباح مىشود ، براى ديگرى جايز است كه آن را شكار كند و مالكش مىشود ؛ و بنابر اقوى اوّلى حق رجوع به او را بعد از تملك او ندارد . ( 2 )

مسألهء 21 - غير پرنده وقتى به وسيله شكار ، ملك مىشود كه ملك ديگرى بودنش معلوم نباشد

و لو از جهت آثار يد كه در آن علامت ملك مىباشد كما اينكه طوقى در گردنش و گوشواره‌اى در گوشش باشد يا طنابى به يكى از پاها و دستهايش بسته باشد ؛ و اگر اين معلوم باشد ، شكاركننده آن را مالك نمىشود بلكه بايد به صاحبش - در صورتى كه او را بشناسد - برگرداند و اگر او را نشناسد در حكم لقطه مىباشد . و امّا پرنده چنانچه بالهايش چيده شده باشد در حكم آن است كه بداند ملك كسى است ، پس به صاحبش در صورتى كه بشناسد بايد ردّ نمايد و اگر نشناسد لقطه مىباشد . و امّا اگر هر دو بالش را دارا باشد ، به شكار آن ، مالكش مىشود مگر اينكه مالك معلومى داشته باشد كه در اين صورت واجب است به او برگرداند . و در جايى كه بداند كه مالك دارد و لو از جهت اينكه اثرات يد در آن موجود است و او را نمىشناسد احتياط آن است كه با آن معامله لقطه نمايد مانند غير پرنده . ( 3 )

مسألهء 22 - اگر جهت لانه گذاشتن كبوتر ، برجى بسازد و كبوتر در آن لانه بگذارد مالك آن نمىشود

، خصوصا اگر منظورش مثلا حيازت فضله آن باشد پس براى ديگرى جايز است كه آن را شكار نمايد و آنچه را كه شكار كند مالك مىشود بلكه اگر كبوتر را از برج بگيرد مالكش مىشود اگر چه از جهت دخول در آن بدون اذن صاحبش ، گناه كرده است . و همچنين است اگر در چاه ملكى و مانند آن ، لانه بگذارد . پس مالك چاه ، آن را مالك نمىشود . ( 4 )

مسألهء 23 - در مالك شدن زنبور كه مملوك نيست ، ظاهرا گرفتن امير آنها كفايت مىكند

؛ پس اگر كسى امير آنها را از مثلا كوهها بگيرد و بر آن تسلط يابد امير و همهء زنبورهايى را كه تابع او هستند - كه به حركت او حركت مىكنند و به وقوف او متوقف مىشوند و به دخول او به كندو و خروج او از آن ، داخل و خارج مىشوند - مالك مىشود . ( 5 )

مسألهء 24 - تذكيه ماهى يا به بيرون آوردن آن به طور زنده از آب است يا به گرفتن آن بعد از بيرون آمدن از آب و قبل از مردنش است .

چه اين كار به وسيله دست يا به وسيله‌اى باشد مانند تور و مثل آن ؛ پس اگر بر لنج بپرد يا دريا آن را به ساحل پرت كند يا آبى كه در آن است پايين بنشيند ، و كسى آن را قبل از مردن بگيرد حلال مىباشد . و اگر قبل از آنكه آن را بگيرد بميرد ، حرام مىشود اگر چه در حالى كه آن زنده است به آن برسد و ناظر به آن شود بنابر اقوى . ( 6 )

مسألهء 25 - در تذكيه ماهى در وقت بيرون آوردن آن از آب يا در وقت گرفتن آن بعد از خروج آن از آب ، ذكر خدا شرط نيست