يوزپلنگ و باز و شاهين و غير اينها . و در اين هم معتبر است كه به كار بردن وسيله به قصد شكار و تملك باشد پس اگر بيهوده يا هدفى را يا براى غرض ديگرى تير بزند مالك آن نمىشود ؛ پس اگر شخص ديگرى به قصد تملك آن را بگيرد ، مالك آن مىشود .
( 1 )
مسألهء 16 - هر چيزى كه براى ثابت نگهداشتن حيوان و بر طرف نمودن امتناع و سرپيچى آن وسيله قرار داده شود ظاهرا ملحق به وسيلهء شكار مىشود
و لو اينكه گودال كوچكى در راه او كنده شود تا در آن بيفتد يا به گرفتن زمين و انداختن آب در آن تا اينكه زمين به صورت گلولاى در آيد و آن حيوان در آن فرو رود . يا درب چيز تنگى بازشود و حبوبات در آن ريخته شود تا گنجشكها داخل آن شوند و درب به روى آنها بسته شود و امتناع آنها از بين رود . و اما اگر درب خانه و يا اطاق را به همين منظور باز نمايد و آنها داخل آن شوند در حالى كه در خانه و اطاق بر امتناعشان باقى باشند ظاهرا با اينكه درب را بسته ، مالك آنها نمىشود ، كما اينكه اگر پرنده در خانهء او لانه بزند به مجرّد آن مالك اين پرنده نمىشود . و همچنين است اگر حيوانى در زمين باتلاقى او در گل فرو رود ، مادامىكه زمين را به منظور شكار ، چنين نكرده باشد ؛ پس اگر شخصى بعد از آن ، آن را بگيرد مالكش مىشود اگر چه در صورتى كه بدون اذن او داخل خانه يا زمين او شود ، معصيت كرده است .
( 2 )
مسألهء 17 - اگر حيوانى را تعقيب كند تا خسته شود و از فرار نمودن بايستد ، مادامىكه او را نگرفته مالك او نمىشود
؛ پس اگر بگيرد آن را غير او ، قبل از آنكه او آن را بگيرد ، مالكش مىشود .
( 3 )
مسألهء 18 - اگر حيوانى در تورى كه جهت شكار نصب شده ، بيفتد و تور به جهت ضعيف بودنش و قوّت شكار ، آن را نگه ندارد و از آن در رود ، تور انداز ، مالك آن نمىشود .
و همچنين است اگر تور را بردارد و با همان تور فرار نمايد و امتناع آن از بين نرود پس اگر غير او ، آن را شكار نمايد مالك آن مىشود و بايد تور را به صاحبش برگرداند . ولى اگر تور آن را نگهدارد و ثابت بدارد سپس به سببى از اسباب خارجى از آن فرار كند به واسطهء آن ، از ملك او خارج نمىشود ، كما اينكه اگر آن را در دستش نگهدارد سپس از دستش در رود . و همچنين است اگر تور را به طورى ببرد كه بر امتناع ، قدرت نداشته باشد پس آن براى توراندازش است ؛ پس اگر غير او آن را بگيرد واجب است كه به او برگرداند .
( 4 )
مسألهء 19 - اگر آن را تير بزند و زخمى نمايد ولى از امتناع خارج نشود و داخل خانهاى گردد و صاحب خانه آن را بگيرد ، بگرفتن آن - نه به داخل شدن در خانه - آن را مالك مىشود
، كما اينكه اگر آن را تير بزند و ثابتش ننمايد و شخص ديگرى تير بزند و ثابتش كند ، مال دوّمى است .