گرفتن سگ او را ممتنع و غير رام بيابد و شروع به دويدن عقب سر او نمايد پس بايستد چنانچه از حياتش زمانى باقى مانده باشد كه براى ذبح كافى باشد فقط به ذبح حلال مىشود و اگر چنين زمانى باقى نمانده باشد بدون ذبح حلال است . و به وسيع نبودن زمان ، ملحق مىشود در حليّت بدون ذبح موردى كه زمان وسعت داشته باشد ليكن ترك تذكيه به كوتاهى از او نباشد كما اينكه به گرفتن وسيلهء ذبح ، و كشيدن كارد مشغول شود با سرعت و عدم كندى به نظر عرف و با اينكه همه اسباب متعارف باشند . پس اگر كارد در غلافى باشد كه تنگ و غير متعارف باشد و به جهت طول كشيدن بيرون آوردن كارد از آن ، به تذكيه او نرسد ، حلال نمىشود . و همچنين اگر به جهت خون و مانند آن به غلاف چسبيده باشد . و از قبيل كوتاهى نكردن است موردى كه شكار از جهت باقيماندهء قوّتش و مانند آن ، خود را تمكين صياد ننمايد و قبل از ذبح بميرد . ولى احتياطا - اگر اقوى نباشد - نبود وسيله ، به تقصير نداشتن ملحق نمىشود ؛ پس اگر آن را زنده بيابد و وقت براى ذبح آن باشد . ولى چاقو نداشته باشد و آن را به اين جهت ذبح ننمايد تا بميرد ، خوردن آن حلال نمىباشد .
( 1 )
مسألهء 4 - آيا بر كسى كه سگ را مىفرستد ، به سرعت رفتن و مبادرت به طرف شكار [ واجب است يا نه ]
از وقت فرستادن سگ يا در وقتى كه مىبيند كه به شكار رسيده اگر چه بعد از امتناع او باشد يا در وقتى كه او را متوقف مىكند و رام و تسليم مىشود واجب است ؟ يا اصلا واجب نمىباشد ؟ ظاهر آن است كه در وقت متوقف نمودن ، واجب باشد ؛ پس اگر آن را احساس نمود بايد عرفا با سرعت به سوى او رود كه اگر زنده باشد آن را ذبح نمايد . پس اگر به سرعت نرود سپس ببيند كه مرده است خوردن آن حلال نمىباشد ، و اما قبل از آن ظاهرا واجب نيست اگر چه سزاوار نيست كه احتياط ترك شود . و اين در صورتى است كه اثرى را بر سرعت و ملحق شدن به شكار ، احتمال دهد ، به اينكه احتمال دهد كه به طور زنده به آن مىرسد و ذبح مىكند و از جهت وسيع بودن زمان و بودن وسيله ، بر ذبح آن توانايى دارد . و اما اگر آن را احتمال ندهد و لو از اين جهت كه وسيله ذبح نباشد . بدون اشكال واجب نيست ؛ پس اگر در اين صورت آن را به حال خودش بگذارد تا سگ او را به قتل برساند و با گاز زدن سگ ، جانش تمام شود ، خوردن آن حلال است . البته اگر علم و احراز اينكه مردن شكار به سبب جرح سگ است - نه به سبب ديگر - متوقف بر سريع رفتن به سوى آن و دانستن حال آن باشد ، براى اين جهت لازم است .
( 2 )
مسألهء 5 - در حلال بودن شكار ، لازم نيست كه فرستنده ، و سگ يكى باشد
پس اگر عدهاى يك سگ بفرستند يا يك نفر يا عدهاى ، چند سگ را بفرستند و شكار را بكشند خوردن آن حلال است . البته در فرستندههاى متعدد و سگهاى متعدّد معتبر است كه همه داراى امورى كه