را مقيّد به زمان نمايد ، حنث آن به انجام آن - و لو يك مرتبه - در آن زمان مىباشد . و اگر مطلق بگذارد مقتضاى آن هميشه و مادام العمرى مىباشد ؛ پس اگر در مدت عمرش و لو يك مرتبه آن را انجام دهد ، حنث تحقق پيدا مىكند .
( 1 )
مسألهء 15 - اگر بر انجام كارى قسم خورده باشد مانند روزهء روزى - چه به زمان مقيد باشد مانند روزى از ماه شعبان يا مطلق باشد - فقط يك حنث براى آن مىباشد
در صورتى كه در آن وقت مشخص يا مطلق ، آن را ترك نمايد . و همچنين است اگر بر ترك كارى به طور مطلق باشد چه آن را به زمان مقيد كرده باشد يا نه ؟ پس وفاى به آن به اين است كه در آن وقت مشخص يا مطلق ، آن را ترك نمايد . و حنث آن به واقع ساختن - و لو يك مرتبه - آن مىباشد ؛ بنابراين ، اگر آن را انجام دهد حنث نموده و قسم منحل مىشود . پس اگر چند مرتبه آن را انجام دهد ، حنث آن فقط يك مرتبه مىباشد بنابراين ، كفاره تكرار نمىشود . و بنابر اقوى امر همچنين است اگر قسم بخورد كه هر پنجشنبهاى روزه بگيرد يا قسم بخورد كه در هر جمعهاى دود نكشد پس حنث و كفاره اگر بيشتر از يك روز روزه را ترك نمايد يا بيشتر از يك جمعه ، دود بكشد تكرار نمىشود و قسم با همان مخالفت اولى منحل مىشود و احتياط خوب است .
( 2 )
مسألهء 16 - كفارهء قسم آزاد كردن يك عبد يا اطعام ده مسكين يا پوشاندن آنها است
؛ پس اگر نتواند ، سه روز روزه بگيرد . و تفصيل آن در كفارات مىآيد ان شاء اللّه .
( 3 )
مسألهء 17 - همه قسمهاى راست مكروه مىباشند
چه بر گذشته يا بر آينده باشد . ولى اگر به وسيله آنها قصد دفع مظلمهاى از خود يا غير خود از برادرانش را داشته باشد بدون كراهت جايز است و لو اينكه دروغ باشد . بلكه چه بسا جهت دفع ظالم از خود يا عرضش يا از جان مؤمن يا عرض او ، قسم دروغ واجب شود . و اقوى آن است كه « توريه » واجب نمىباشد اگر چه آن را خوب بتواند انجام دهد .
( 4 )
مسألهء 18 - بنابر اقوى قسم به غير خدا در گذشته و آينده جايز است
اگر چه بر مخالفت آن گناه و كفارهاى مترتب نمىشود ، كما اينكه در دعواها و مرافعات ، قسمى نمىباشد كه سبب فصل نزاع گردد .
( 5 )
نذر
( 6 )
مسألهء 1 - « نذر » ، التزام به كارى است به طور مخصوصى براى خداى متعال
؛ و به مجرد نيّت منعقد نمىشود بلكه حتما بايد با صيغه باشد . و « صيغه » چيزى است كه مفاد آن قرار دادن فعل