تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
منعقد مىشود در دو صورت مذكور ؟ دو قول است كه اولى آنها خالى از رجحان نيست ؛ پس در اين صورت بعيد نيست كه بدون اذن آنها ، منعقد نشود حتى اگر قسم در فعل واجب يا ترك حرام باشد . ليكن احتياط خصوصا در اين دو مورد ترك نشود . ( 1 )

مسألهء 10 - در انعقاد قسم اگر به فعل واجب يا مستحب يا به ترك حرام يا مكروه ، تعلق پيدا كند و در منعقد نشدن آن اگر به فعل حرام يا مكروه يا به ترك واجب با مستحب متعلّق شود ، اشكالى نيست

، و اما مباحى كه در نظر شرع ، هر دو طرف آن مساوى مىباشد ، پس اگر فعل آن بر تركش به حسب منافع و اغراض عقلايى دنيايى ، ترجيح داشته باشد يا بر عكس آن باشد ، پس در انعقاد آن در صورتى كه به طرف راجح آن تعلق پيدا كند ، و عدم انعقاد آن اگر به طرف مرجوح آن متعلق شود اشكالى نيست . و اگر دو طرف آن به حسب دنيا هم مساوى باشد آيا در صورت تعلق آن به فعل يا ترك آن منعقد مىشود ؟ دو قول است كه اشهر و احوط آنها اولى آنها مىباشد بلكه خالى از قوت نيست . ( 2 )

مسألهء 11 - كما اينكه قسم بر آنچه كه مرجوح است منعقد نمىشود ، همچنين اگر به راجح تعلق پيدا كند سپس مرجوح شود ، منحل مىشود .

و اگر به رجحان برگردد قسم بعد از انحلال آن بنابر اقوى ، عود نمىكند . ( 3 )

مسألهء 12 - قسم ، فقط بر مقدور - نه غير آن - منعقد مىشود

و اگر مقدور باشد سپس بعد از آن عجز بر آن پيدا شود ، در صورتى كه عجز او در تمام وقتى كه براى محلوف عليه مشخص شده باشد . يا هميشه باشد در صورتى كه قسمش مطلق است ، منحل مىشود و همچنين است حال در عسر و حرج كه رافع تكليف مىباشند . ( 4 )

مسألهء 13 - اگر قسم منعقد شود وفاى به آن واجب است و مخالفت آن حرام مىباشد

و به حنث آن ، كفاره واجب است . و حنث كه موجب كفاره است همان مخالفت عمدى آن مىباشد ، پس اگر از روى جهل يا فراموشى يا اضطرار يا مجبورى آن را مخالفت كند نه حنثى هست و نه كفاره‌اى . ( 5 )

مسألهء 14 - اگر متعلق قسم فعل باشد مانند نماز و روزه

پس اگر وقتى براى آن معين كند همان متعين مىباشد و وفاى به آن ، اين است كه در وقتش آن را انجام دهد . و حنث آن ، انجام ندادن آن در آن وقت است ، اگر چه در وقت ديگر آن را بجا بياورد . و اگر مطلق باشد وفاى به آن به اين است كه هر وقتى كه شد آن را ايجاد نمايد و لو يك مرتبه باشد و حنث آن به اين است كه به طور كلى آن را ترك نمايد . و تكرار و فوريّت و مبادرت ، واجب نيست و براى او تأخير و لو به اختيار باشد جايز است . تا زمانى كه گمان فوت نمايد به خاطر گمان پيدا شدن عجز يا پيدا شدن مرگ ، و اگر متعلق آن ترك باشد كما اينكه اگر قسم بخورد كه مثلا دود نكشد پس اگر آن