تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
( 1 )

مسألهء 98 - اگر عين وقفى از عين‌هاى زكات دار باشد مانند گاو و گوسفند و شتر

، زكات آن بر موقوف عليهم واجب نيست اگر چه حصهء هر كدام از آنها به حدّ نصاب برسد . و اما اگر نماى آن از چيزهاى زكات‌دار باشد مانند انگور و خرما ، پس در وقف خاص ، بر هر كدام از موقوف عليهم كه حصه‌اش به حد نصاب برسد ، زكات واجب است ؛ زيرا آنها ملك آزاد آنها مىباشند ، به خلاف وقف عام ، حتى در مثل وقف بر فقرا ؛ زيرا آن وقف ، ملك هيچ‌كدام از آنها نيست مگر بعد از قبض آن ولى اگر مثلا فقير حصه‌اش از حاصل روى درخت قبل از وقت تعلق زكات - به تفصيلى كه در كتاب زكات گذشت - به او داده شده ، در صورتى كه به حدّ نصاب برسد ، زكات آن بر او واجب است . ( 2 )

مسألهء 99 - وقفى كه بين بعضى از طايفه‌ها متداول است

- به ميش يا ماده گاو روى مىآورند و به الفاظى كه بين آنها متعارف است ، تكلم مىكنند و مقصود آن است كه آن حيوان بماند و اولاد ذكورش كشته شوند و اولاد ماده‌اش بمانند و هكذا - ظاهرا باطل است ؛ زيرا شرايط صحت آن تحقق ندارد . ( 3 )

خاتمه

( 4 ) خاتمه مشتمل بر دو امر است : يكى از آنها در حبس و آنچه ملحق به آن است مىباشد و دومى از آنها در صدقه است . ( 5 )

حبس و نظاير آن

( 6 )

مسألهء 1 - براى شخص جايز است كه ملكش را بر هر چه كه وقف بر آن صحيح است حبس نمايد

، به اينكه منافع آن در امرى كه آن را تعيين كرده ، طبق آنچه معين نموده مصرف شود ؛ پس اگر آن را بر راهى از راههاى خير ، و محل‌هاى عبادت مثل كعبهء معظمه و مساجد و مشاهد مشرفه حبس نمايد . پس اگر مطلق باشد يا به دوام آن تصريح كند پس رجوعى بعد از قبض آن نيست و به ملك مالك برنمىگردد و ارث برده نمىشود . و اگر تا مدتى باشد ، تا پايان آن رجوعى نيست و بعد از انقضاى مدت ، به مالك يا وارث او برمىگردد . و اگر آن را بر شخصى حبس نمايد پس اگر مدتى را معين كند يا در مدت حيات او باشد حبس در آن مدت لازم مىشود . و اگر حابس ، قبل از انقضاى آن مدت بميرد به همان حال باقى مىماند تا پايان يابد . و اگر مطلق بگذارد و وقتى را معين نكند ، مادامىكه حابس حيات دارد لازم است ؛ پس اگر